تبليغاتX
سخن روز
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
دستفروشی زیر کولر مترو
فال حافظ ، ۲ تا ۵۰۰ تومن ...

آقا ! آدامس ریلکس ...

تو رو خدا جوراب بخرین ، بابام مرده ، مادرم مریضه ، ۵ جفت ۲۰۰۰ تومن ...

خانم دستمال سفره نمی خواین ؟ ...

|+| نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389 و ساعت  | 
خودکفایی

برای رفاه حال جوانان برومند کراکی ، شیشه ای و هروئینی و پس از سال ها تلاش بی وقفه ی دست اندرکاران ، پژوهشگران و تولید کنندگان ، قیمت شیشه از کیلویی 150 میلیون به حدود ۱۰ میلیون کاهش یافت .

با این دستاورد بسیار ارزشمند ، زمینه ی جهش در صنعت فضانوردی جوانان پژوهشگر مهیا شده و با دستیابی به قله های رفیع خودکفایی در تولید شیشه ، از خروج میلیون ها دلار ارز از کشور جلوگیری می شود .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389 و ساعت  | 
یک هفته خوش باش

خدا را شکر که هیچ اجلاس بین المللی مهمی در ایران تشکیل نمی شود وگرنه کل مدارس و دانشگاه ها را تمام مدت به بهانه ی اجلاس کروه ۱۵ و ۱۶ و ۱۷ و ۱۸ و ... و ۱۹۹و ۲۰۰ تعطیل می کردند . خیلی کم تعطیلی داریم ، تشویقی هم می دهند !

|+| نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389 و ساعت  | 
امان از بی امانی
در ملکی که مجسمه ها هم در امان نباشند ، وای به حال زنده ها ...
|+| نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389 و ساعت  | 
اینجا تهران است

اینجا تهران است . شهر داعیه داران مدیریت جهانی ، ام القرای جهان اسلام ، دارندگان تکنولوژی هسته ای و نانو ، خیر خواهان مردم عالم ، نصیحت کنندگان رهبران کشورهای پیشرفته ، طراحان مدل های اقتصادی مدرن ، مدافعان مظلومان و ستمدیدگان ، عدالت پروران ، ظلم ستیزان ، مشوقان افزایش جمعیت ، پیش گویان بلایای طبیعی و زلزله ... اما ناتوان از کنترل اعتیاد و فساد و انحراف های اجتماعی !

 

|+| نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه سی و یکم فروردین 1389 و ساعت  | 
دعوا بر سر چیست ؟

بیش از یک سال است که لایحه ی حذف یارانه ها به موضوع مناقشه انگیز دولت و مجلس تبدیل شده و حدود دو ماه است که مغایرت مصوبه ی مجلس در خصوص درآمد ناشی از حذف یارانه ها در بودجه ی ۸۹ با درخواست دولت ، جنجال ساز شده است ؛ به گونه ای که رییس دولت در آخرین مصاحبه ی سال ۸۸ ، بحث رفراندم را مطرح کرد و حتی اخیرا شایعه ی تهدید وی به کناره گیری خبرساز شده .

تا این مرحله و حتا فراتر از آن ماننداستعفای دولت ، ممکن است در هر کشوری اتفاق بیفتد . اما یک ویژگی بسیار مهم در ایران وجود دارد که تقریبا در کمتر کشوری به وقوع می پی وندد ، و آن عمل نکردن دولت به بودجه ی مصوب مجلس است .

بر اساس گزارش دیوان محاسبات ، تفریغ بودجه ی سال 87 نشان می دهد که دولت ۷۲ درصد از بودجه ی مصوب انحراف داشته . سال های پیشتر نیز واردات بدون مجوز بنزین و عدم واریز بخشی درآمدهای نفتی به خزانه ی دولت خبر ساز شده بود .

حال که قرار است دولت به بودجه ی مصوب مجلس بی اعتنا باشد و آن را اجرا نکند ، چه فرقی می کند که رقم درآمدهای دولت از محل حذف یارانه ها ۲۰ هزار میلیارد تومان باشد یا ۴۰ هزار ؟ وقتی دولت می تواند قوانین مجلس را دور بزند و هر کاری می خواهد انجام دهد ، دیگر به برگزاری رفراندم و ارائه ی طرح و لایحه برای تغییر نظر مجلس نیازی نیست . انتخاب روش های قانونی نظیر رفراندم ، انحلال مجلس ، ارائه ی طرح ها و لوایح و حتا استعفای دولت در کشورهایی معنا و مفهوم دارد که تمام اراکان جکومت ملزم به رعایت قانون باشند .

دولت می تواند بدون تصویب مجلس درآمد ناشی از حذف یارانه ها را به ۵۰ هزار میلیارد تومان هم برساند ؛ یکی ، دو سال دیگر هم که گزارش انحراف دولت منتشر شود ، خیلی با وضعیت فعلی متفاوت نخواهد بود ، به فرض انحراف ۷۲ درصدی به ۹۰ درصد برسد ؛ چه باک ؟ وقتی عزمی برای رفع انحراف وجود ندارد ، ۱۰ درصد انحراف کمتر یا بیشتر اصلا اهمیت ندارد .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389 و ساعت  | 
دعوای زنده ها ، هتک مرده ها

اول - در ماه های ابتدای انقلاب ، شور انقلابیون برای تخریب و محو تمامی مظاهر رژیم شاهنشاهی به اوج رسید . یکی سر چهار راه کراوات ها را قیچی می کرد ، دیگری کاپشن آمریکایی اش را برای همدردی با مستضعفان پاره می نمود ، آن یکی خانه ی چند هزار متری یک فراری را تصاحب کرده بود و با تخریب حیاط و استخر ، انقلابی گری خود را به رخ همسایه ها می کشید . صاحب نامی هم پیدا شد و مزار رضا شاه را به مستراح تبدیل کرد . گویا می خواستند انتقام شاه فراری را از چند پاره استخوان پدر مرده اش بگیرند .

دوم - در گورستان امامزاده طاهر کرج ، پیکر رقاص و خواننده و مبارز سیاسی و چپی تا نویسنده دفن شده اما قبر یکی با دیگران متفاوت است و آن مزار احمد شاملو ست ؛ که بارها سنگش را شکسته اند تا شاید اشعار و افکارش را خوار و خفیف کنند . اما بی سنگی مزار شاملو از هر سنگ گرانبهایی بیشتر خودنمایی می کند .

سوم - چند شب پیش به مزار آیت الله سید روح الله خاتمی حمله کردند . همسرش بر قبرش متحصن شد و فرزندش مهاجمان را به خدا واگذار کرد .

                                                                   ...

اصولا یکی از رسوم ایرانی ها این است که وقتی زورشان به زنده ها نمی رسد ، مردگانشان  را به فحش و ناسزا می کشند تا شاید آب خنکی باشد بر آتش دلشان . تخریب کننده ی قبر رضا شاه به محمد رضا پیام می رساند که " اگر دستمان به خودت نمی رسد ، جنازه ی پدرت را به گه می کشیم " . مهاجمان به مزار شاملو به زنده ها می فهمانند که اگر راه او را بروند ، حتی سنگ قبری برای ذکر نامشان نخواهند داشت و هتاکان به گور سید روح الله خاتمی به فرزند اصلاح طلبش می رسانند که اگر به کارهایش ادامه دهد به مزار سیدی از تبار پیامبر اسلام و نماینده ی امام و امام جمعه هم رحم نخواهند کرد .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه هجدهم فروردین 1389 و ساعت  | 
برگشتم
بعد از ۳-۲ ماه گرفتاری برگشتم . در روز دهم فروردین ...
|+| نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه دهم فروردین 1389 و ساعت  | 
بحران

زمانیکه مجلس اصولگرای هفتم در سال های پایانی دولت خاتمی و در مخالفت با بودجه ی دولت اصلاحات ، افزایش تدریجی قیمت حامل های انرژی را  رد کرد و راه روی کار آمدن دولت اصولگرا را هموار نمود ، شاید هیچ گاه تصور نمی کرد که با وجود درآمدهای سرشار نفتی روزی مجبور شود به طرحی رای دهد که یارانه ها در مدت کوتاهی حذف شود .

بالاخره پس از یک سال بحث و گاه جدل مجلس و دولت ، قانون تحول اقتصادی به تصویب مجلس رسید و بر اساس آن ده ها میلیارد تومان در اختیار سازمانی دولتی قرار گرفت که تقریبا از شمول نظارت نهادهای مختلف خارج است . البته قرار بود این لایحه در ماه خرداد و پس از انتخابات ریاست جمهوری بررسی شود اما حوادث پس از انتخابات و برخی مخالفت ها در مجلس بررسی آن را طولانی کرد .

اکنون قانونی در اختیار دولت است که دستش را برای هر اقدامی باز گذاشته . قانونی که مخارج سنگین پرت برق و آب و بی کفایتی مدیران در بهینه سازی شبکه های فرسوده ی توزیع را بر دوش اقشار پایین دستی و متوسط جامعه تحمیل می کند ؛ بهای انرژی را به قیمت تمام شده می رساند و در آینده ای نه چندان دور قیمت برق و آب مصرفی مردم گرانتر از کشورهای بدون نفت و گاز و آب خواهد شد .

افزایش ناگهانی قیمت ها در هر حکومتی تبعاتی به همراه دارد که شاید دولت ها را هم به سقوط بکشاند و این عوارض در ایران امروز دوچندان است . همگان می دانند که پس از انتخابات جنجالی خرداد 88 ، انشقاقی در بین نخبگان و مردم و بخش هایی از حاکمیت به وجود آمده ؛ چه آنان که به زبان می رانند و چه آنان که سکوت می کنند ؛ چه آنان که معترضان را معاند و آلت دست دشمن می دانند و چه آنان که مخالفان را به رسمیت می شناسند . شکافی که از گذشته نیز وجود داشت اما پس از حوادث اخیر فعال شد .

اجرای طرح تحول اقتصادی شکاف های موجود و غیر فعال اقتصادی اقشار مختلف مردم را فعال خواهد کرد . دور از ذهن نیست که اقشار فرودست جامعه برای فرار از نابودی به شورش برسند و قشر متوسط و طبقه ی جدید که تا کنون در برابر رخدادهای سیاسی سکوت کرده اند ، فعال شوند و به جمع معترضانی بپیوندند که شعارشان دوری از خشونت است . اما چون هدف گریز از سقوط به قشر فقیر جامعه است ، بدون هیچ رهبری و ایدئولوژی ای علم طغیان انقلابی بردارند و اندیشمندان معترض را به دنبال خود بکشانند .

در موقعیتی که تمامی ارکان حاکمیت در اختیار اصولگرایان است ، مخالفان خاموش و معترضان فعال تفاوتی میان تندروان و اندیشمندان این طیف سیاسی احساس نمی کنند و به همین دلیل است که در فاصله ی چند ماه از انتخابات ، شعارها و اظهار نظرهای مردم به تمامی نهادهای حکومتی سرایت کرده . بنابراین با حاکمیت یکدست اصولگرایان راه فرار از تبعات اجرای طرح هایی اینچنینی از بین رفته و آنچه رخ می نماید ، اعتراضات سیاسی و اقتصادی به کل حاکمیت خواهد بود ؛ که هیچ گاه مطلوب اصلاح طلبان نبوده و نیست .

اجرای طرح تحول اقتصادی نیازمند همدلی و شکیبایی ملی ای است که با وجود صدها زندانی سیاسی و انسداد فضای رسانه ای محقق نمی شود . بسیاری از اقتصاددانانی که با بیانیه ها و نامه هایی هشدار گونه ، دولت را از تبعات اقداماتش آگاه کرده بودند ، سکوت پیشه کرده اند ، احزاب مخالف صدایشان به جایی نمی رسد و میدان دار فضای رسانه ای نخبگان ، ایمیل های بی نام و نشان است و شبکه های ماهواره ای . حتی فضا به گونه ای شده که اگر برخی از رهبران معترض ، بر ضرورت این گونه طرح ها صحه بگذارند ، به سرعت از سوی مخالفان طرد خواهند شد . یکی از پیش نیازهای ضروری اجرای این گونه طرح ها ، اجماع ملی و حتی تشکیل دولت وحدت ملی ست که در فضای سیاسی کنونی ایران وجود ندارد . 

بیم آن می رود که صدای معترضان مخالف خشونت در میان فریاد مردم به جان آمده از فشارهای اقتصادی به جایی نرسد و حتی امنیت ملی و تمامیت ارضی ایران با مخاطراتی مواجه شود . قصد مقایسه تمامی مولفه ها و شبیه سازی نیست ، اما آنچه که مخالفان سیاسی رژیم شاه را با اعتراض عامه ی مردم همگرا نمود ، طرح های ناکارآمد اقتصادی و افزایش تورم و فشارهای اقتصادی بر اقشار پایین دستی جامعه بود .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در جمعه هجدهم دی 1388 و ساعت  | 
گذری بر گذار

اتفاقات التهاب آور پس از انتخابات به سرعت به ۷ ماه رسید و آینده ای مبهم پیش روست . شعار " رای من کو ؟ " بسیار سریع به نفی حاکمیت و حاکمان تبدیل شد و از آن طرف ، به اصلاح طلبان برچسب معاند و محارب زده شد . سرعت تغییرات به دومینویی شبیه شده که در لحظه ای صدها مهره به زمین می افتد و فرصت تمرکز بر روی نحوه ی سقوط یک مهره از دست می رود . نیروهایی وارد صحنه ی سیاست شده اند که تا چند ماه پیش خاموش بودند . زد و خوردهایی اتفاق افتاد و به سرعت به خبر اول رسانه های دنیا تبدیل شد که هیچ کس تصور نمی کرد . و فضا آنقدر احساسی شده که هر راهکار عاقلانه و مدبرانه ای به زد و بند و عقب نشینی تعبیر می شود .

پس از این کش و قوس های فراوان و به ویژه روزهای بحرانی بعد از عاشورا ، بیانیه ی هفدهم میر حسین موسوی بهانه ای ست تا معترضان و مدافعان وضع موجود کمی درنگ کنند و بر آنچه گذشت بیندیشند و راه آینده شان را ترسیم نمایند . 

کوته فکری ست که شروع جریان های اخیر به انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۸۸ نسبت داده شود . آغاز این حرکت به قبل از نهضت مشروطه و جریان هایی نظیر تحریم تنباکو بر می گردد . پس از جنگ جهانی اول و نابسامانی های آن ، رضا خان میرپنج ظهور کرد و در آغاز ، اقداماتش با تحسین تحصیل کردگان و روحانیان آن دوران مواجه شد . در میان و پایان راه هم مخالفان دربند و تبعیدی ، دعای صبح و شامشان این بود که دیکتاتور برود .

جنگ جهانی دوم فرصتی بود برای برکناری شاه مستبد . وقتی که خبر خروج رضا شاه منتشر شد ، بسیاری با هلهله به پیشواز شاه جوان رفتند که تا ۱۲ سال پس از آن در چنگ سیاست مداران کهنه کاری چون قوام و مصدق و دیگران اسیر بود . سال های دهه ی ۲۰ و ضعف دربار ، فرصتی بود برای ظهور احزاب دگراندیشی که محمد رضا را به هیچ نمی انگاشتند . جریان ملی شدن صنعت نفت و آزادی های موجود بهانه ای شد که آمریکا و انگلستان از ترس گسترش کمونیسم دولت دموکراتیک مصدق را سرنگون کنند و آزاد اندیشان را خانه نشین و تبعید .

ایران وارد خفقان سیاسی شده بود و انفجاری دیگر در سال های اول دهه ی ۴۰ با اعتراض متدینین و در راس آنها آیت الله خمینی به وقوع پیوست . حکومت مستبد با سرکوب مخالفان ، دوران تازه ای را آغاز کرد که نتیجه اش شکل گیری گروه های مبارز مسلح بود تا اینکه در بهمن ۵۷ فروپاشید .

انقلاب ۵۷ ، انقلابی آزادی خواه بود که پس از مماشات فراوان معترضان و سرخوردگی از امید به تغییرات در چهارچوب قانون اساسی مشروطه به وقوع پیوست . قریب ۱۹سال از دوران پس از انقلاب با جنگ ناخواسته طی شد و سازندگی های پس از جنگ . چند باره اصلاح طلبان به صحنه آمدند و دوم خرداد به وجود آمد و حوادث پس از آن .

بنابراین جریان های رخ داده طی ماه های گذشته نه منحصر به فرد است و نه برای اولین بار ؛ که قریب ۱۵۰ سال قدمت در این مرز و بوم دارد .

انتخابات اخیر ریاست جمهوری به مانند بسیاری دیگر از کشورها و به رغم تلاش حاکمیت ، قطبی شد و پس از اعلام نتایج ، قطبی تر . موسوی تغییراتی از درون قانون اساسی را مطرح کرد و احمدی نژاد شکستن حلقه مدیران پس از انقلاب را . ادبیات موسوی به مذاق روشنفکران و اصلاح طلبان خوش آمد و شعارهای احمدی نژاد به طبع اقشار پایین دستی جامعه . کروبی و رضایی هم شبیه به آنان .

شاید اگر انتخابات دو قطبی نمی شد و صحنه گردانان ستادهای انتخاباتی کمی بر پایگاه های اجتماعی طرف مقابل توجه می کردند و به دنبال کسب رای از میان آنان بودند ، انتخاباتی کم حاشیه تر برگزار می شد .

معترضان به نتیجه ی انتخابات به خیابان ها آمدند و مدافعان حاکمیت با تلاشی وافر ، آنان را منافق ، ضد این و آن ، برانداز و ... خواندند و تصور می کردند که جریان اعتراضی به سرعت فروکش می کند . هیچ کس تصور نمی کرد که معترضان ماه ها به حیات و اعتراضشان ادامه دهند ؛ حتی رهبران واقعی جنبش اعتراضی و خودخواندگان جدید الورود .

بغض های فروخفته ی واقعی و غیرواقعی ترکید و شد آنچه همه دیدند . عده ای بر اعتراض مسالمت آمیز تاکید کردند و جمعی بر حرکت های انقلابی . در مدافعان وضع موجود هم انشقاقی پدید آمد که گروهی جنبش سبز و معترضان را قابل رسمیت یافتن دانستد و برخی راه چاره را در نابودی رهبران و هوادران معترض یافتد .

به راستی هدف این جنبش و مخالفان آن چیست ؟ درد اقتصاد ؟ جامعه ی دموکراتیک ؟ فرار از دگم اندیشی ؟ تشکل های آزاد سیاسی ؟ آزادی مطبوعات ؟ آزادی تجمعات ؟ انتخاب آزاد ؟ فضای اجتماعی بی دغدغه ؟ دینداری ؟ ولایت مداری ؟ زنده نگه داشتن شعائر اسلامی ؟

تاریخ نشان داده که هیچ یک از این جریان ها نتوانسته اند دیگری را از صحنه محو کنند ، نه در ایران و نه در هیچ کجای دنیا . در اروپای بریده از حکومت دینی ، بسیاری از احزاب دست راستی پسوند " مسیحی " و امثال آن را یدک می کشند و در تفکر مخالفان دین و دینداری هم تغییراتی اساسی روی داده . بنابراین در کشورهایی هم که راه های مختلف سیاسی و شکل های متفاوت حکومت و دین را تجربه کرده اند ، هیچ موردی از غلبه ی یکی بر دیگری مشاهده نمی شود .

نه معترضان معتقد به قانون اساسی دین محور و مخالفان حکومت دینی و نه مدافعان وضع موجود توان سرکوب و از میدان به در بردن دیگری را ندارند . که اگر غیر از این بود ، سیاسی دینداری پس از رضا شاه ظهور نمی کرد و اصلاح طلب یا سیاست مدار غیر دینی ای در دوران جمهوری اسلامی .

آنان که تاریخ ایران و پیش رفتگان جهان را خوانده اند به خوبی می دانند که از طرفی سرکوب ، تخم دشمنی می کارد و فرجامش فروپاشی ست و از طرف دیگر اعتراض و انقلاب بی هدف هم ، رفتن این و آمدن دیگری ست که نتیجه اش ادامه ی ساختار قبلی با افراد جدید است .

آنان که انتظار داشتند و دارند که موسوی در قامت انقلابی بی پروا ظاهر شود اشتباه کرده اند . آنان که برای رهبران معترض خط و نشان می کشند و به اعدام و زندان تهدیدشان می کنند ، به بیراهه می روند ؛ که خوب می دانند اگر موسوی ها از میان برداشته شوند رهبری مخالفان به سرعت به دست کسانی خواهد افتاد که هیچ کدام از مدافعان وضع موجود را تحمل نخواهند کرد .

بزنگاهی تاریخی فراهم آمده که همه بپذیرند ، مخالف دارند و مخالفشان قدرتمند است . نقطه ی عطفی به وجود آمده که اگر بگذارند ، معترضان ، مسالمت آمیز نظراتشان را بیان کنند . حادثه ای پیش آمده که مدافعان وضع موجود به وجود خاموشان دیروز و مخالفان امروز توجه کنند .

آن کس که بیانیه ی اخیر موسوی را عقب نشینی می خواند نمی داند که چگونه آتش بر خرمن داغداران می اندازد و عاقبتش خطرناک تر از پذیرش مخالفان است . آنان که خواسته های پنج گانه ی او را خیانت به جنبش سبز می خوانند نمی دانند که این ها خواسته ی فروخفته و گاه فوران زده ی یک قرن و نیم مبارزات مردم و روشنفکران ایران است . که اگر این راهکارهای برون رفت از بحران اجرا شود ، خواسته ی آزاد اندیشان دینی و غیر دینی محقق می شود ؛ چه حکمومت در اختیار دانشگاهیان باشد و چه در دست معممان .

لحظه ای درنگ هیچ خلل و وقفه ای در جریان تحولات اجتماعی و سیاسی بیش از ۵۰ هزار روزه گذشته ی ایران به وجود نمی آورد . چه می شود که به قول مهندس سحابی تحمل حرکت تدریجی از گلوله خوردن سختتر شده  ؟ باید دوباره مرور کرد خواسته ها را هر چند کف مطالبات باشد :

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا عبدالله. انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم فیالیتنی کنت معکم فافوزا فوزا عظیما

همواره به اینجانب و دوستان گفته می شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد ، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.

برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند. در حالی که مردم نه روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و نه از صدا و سیما، به عنوان رسانه ای ملی و بی طرف و منصف و عاقل بهره می بردند. باز همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند، خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.

مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست . جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیریها و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار می کنند و آنها می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است.

گیرم که چند روز با دستگیریها ، خشونت ها ، تهدیدها و بستن دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می نمائید؟ نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می شود چه می کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟

اینان می اندیشند با عقب راندن نخبگان و روشنفکران و دانشگاهیان و فعالان از صحنه سیاسی خواهند توانست بدون پرداختن ریشه ای به مسائل امروز کشور به دیروز قبل از انتخابات برگردند؟ اما کسانی که تاریخ را خوانده اند و کمی با ماهیت پیچیده جوامع آشنایی دارند می دانند که این تفکر ناشی از یک توهم واقع گریز و پناه بردن به رویکردهای کم عمق و گول زننده است .

بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت. گوساله و بزغاله خواندن بخش عظیمی از جامعه و خس و خاشاک نامیدن آنان و مباح کردن خون عزاداران حسینی فاجعه ای است که هم اکنون توسط افرادی مشخص و صدا و سیما در جامعه رخ داده است. این چه سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت می کند و یک عده را حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟ بارها در یک سخنرانی کوتاه اعلام می کند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت به جنگ و شورش داخلی نیست ؟ با توجه به استفاده از اصطلاحات مذهبی و اشاره به آیات و روایات ، این مراجع عظام و روحانیون فاضل هستند که می توانند بگویند با این گونه اشخاص چه می توان کرد؟

آنچه به بنده به عنوان یک فرد کوچک این جامعه مربوط می شود استقبال از هر هجمه ای در راه اسلام و کشور عزیزمان است و سخنان چند روز اخیر،  بنده را به یاد کلام امام رحمه الله علیه می اندازد که ” بکشید ما را ، ما نیرومند تر می شویم”. بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست.

بنده به صراحت می گویم تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد. عدم اذعان به بحران ، توجیه گر ادامه راه حل های سرکوبگرانه خواهد شد. اذعان به وضعیت بحرانی می تواند راه حل را نه در سرکوب که بر سر آشتی ملی قرار دهد . تهمت بی دینی و همراهی با قدرتهای بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون منافقین به فرض آنکه به حذف فیزیکی تعدادی از خدمتگزاران اسلام و مردم منتهی شود ناشی از چشم بستن به ماهیت مشکلات ملی کشور است. من به عنوان یک دلسوز می گویم منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، شما برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی آنها را زنده نکنید .

من لازم می دانم قبل از آنکه راه حل خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم ، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم. ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود . ما پیرو کسی هستیم که در قلمرو وسیع اسلامی ربودن خلخالی از پای یک زن را برنمی تابید. ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا هم کیش هم می دانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد.

بنده و دوستان عزیزم که امروز بسیاری از آنها در زندانها محبوس هستند پای بندان سرسخت استقلال کشور هستیم و از اینکه بازار اسلامی ما تبدیل به یک بازار مکاره برای کالاهای بیگانه شده است رنج می بریم. ما به شدت با فساد موجود که ناشی از سیاستهای سوء و عدم تدبیر است مخالفیم. ما می گوئیم نهاد بزرگ و تاثیر گذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمی تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد کشیده می شود و هم کشور را به فساد می کشاند . ما می گوئیم و حاضریم در مباحثات نشان دهیم که امروز منافع و حقوق مستضعفان و کارگران و کارمندان و سایر اقشار ملت در یک فساد بزرگ در حال غرق شدن است . جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی خانمان برانداز برای کشور می داند و از این رو دروغ های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم.

ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند. ما سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، تفتیش عقاید، تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دین مترقی و رهایی بخش خود و مخالف قانون اساسی برآمده از این دین می دانیم. ما ضایع کردن یک ریال از بیت المال را در جهت اهداف باندی و جناحی حرام می دانیم و می گوئیم که سند چشم انداز ملی بیست ساله که به تایید همه ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بی ارزش تبدیل شده است. ما هشدار می دهیم که رقیبان بزرگی در منطقه با رشدهای اقتصادی دو رقمی در حال ظهور هستند و روز به روز قوی تر می شوند . درحالی که ما متاسفانه از دادن یک بودجه سالانه و نگهداشتن حسابهای ذخیره ارزی و امانت در سپرده های مردم و پاسخگویی در مقابل دیوان محاسبات عمومی و مجلس شورای اسلامی عاجز هستیم .

ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی . تا  حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین اللمل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند . و مضحک است که به ما تهمت اهانت به قرآن ، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره زده شود . مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست، اما بدترین نوع حرمت شکنی را کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا و در ماههای حرام می دانیم .

اما من برآنم که راه حل مشکلات پیش آمده و بحران موجود چنین است؛ وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن شده است . راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان پذیر نیست . اندیشیدن به این گونه راه حلها که عده ای توبه کنند و عده ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است .

بنده راه حل را در روانه ساختن نهرها و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می دانم که بتدریج و طی یک فرآیند تدریجی کیفیت آب و وضع رودخانه را تغییر دهد . و نیز اعتقاد دارم که هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند . بنده تعدادی از این راه حلها را که چون نهرها و چشمه هایی از اب روشن می تواند فضای ملی را تحت تاثیر قرار دهد و اوضاع را به سمت بهبود ببرد، بیان می کنم :

۱- اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است . به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد .

۲- تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد . این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد . مجالس اولیه انقلاب می تواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند .

۳- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها . بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت نظام تعبیر خواهد گشت . و نیز آگاهیم که جریانهای سیاسی منحطی با این راه حل مخالف هستند .

۴- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است . ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد . گسترش کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می رساند . پارازیت ها و محدودیت های اینترنتی می تواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد . تنها راه چاره داشتن رسانه هایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است . آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه ، نگاهها را از آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم ؟

۵- برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل ۲۷ قانون اساسی . اقدام در این زمینه که می تواند با درایت و همکاری همه علاقمندان به کشور صورت گیرد در طول چند ماه می تواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین در گیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید .

به بندهای فوق پیشنهادات دیگری نیز می توان اضافه کرد . به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می تواند مغتنم باشد . ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود . مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد . و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود .

میرحسین موسوی

|+| نوشته شده توسط مهرداد در جمعه یازدهم دی 1388 و ساعت  | 
شبانه سروده ی احمد شاملو
۱

يه شب مهتاب
ماه مياد تو خواب
منو مي‌بره
کوچه به کوچه
باغِ انگوري
باغ ِ آلوچه
دره به دره
صحرا به صحرا
اون جا که شبا
پُشت بيشه‌ها
يه پري مياد
ترسون و لرزون
پاشو مي‌ذاره
تو آب ِچشمه
شونه مي‌کنه
موي ِ پريشون...

۲

يه شب ِ مهتاب
ماه مياد تو خواب
منو مي‌بره
تَه ِ اون دره
اون جا که شبا
يکه و تنها
تک‌درخت ِ بيد
شاد و پُراميد
مي‌کنه به ناز
دسشو دراز
که يه ستاره
بچکه مث ِ
يه چيکه بارون
به جاي ِ ميوه‌ش
نوک ِ يه شاخه‌ش
بشه آويزون...

۳

يه شب ِ مهتاب
ماه مياد تو خواب
منو مي‌بره
از توي ِ زندون
مث ِ شب‌پره
با خودش بيرون،
مي‌بره اون جا
که شب ِ سيا
تا دَم ِ سحر
شهيداي ِ شهر
با فانوس ِ خون
جار مي‌کشن
تو خيابونا
سر ِ ميدونا:

«ــ عمويادگار!
مرد ِ کينه‌دار!
مستي يا هشيار
خوابي يا بيدار؟»



مست‌ايم و هشيار
شهيداي ِ شهر!
خواب‌ايم و بيدار
شهيداي ِ شهر!
آخرش يه شب
ماه مياد بيرون،
از سر ِ اون کوه
بالاي ِ دره
روي ِ اين ميدون
رد مي‌شه خندون

يه شب ماه مياد
يه شب ماه مياد...

۱۳۳۳
زندانِ قصر
|+| نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه هفتم دی 1388 و ساعت  | 
استیفای حقوق ملت

وقتی که پله های ترقی ده ها ساله طی ۴ سال پیموده می شود ، بیکاری و تورم از بین می رود ، صنعت و تولید رشد می کند ، واردات کنترل می گردد ، جوانان از ورطه ی اعتیاد رهایی می یابند ، غرامت جنگ تحمیلی از عراق گرفته می شود ، مشکلات داخلی و خارجی حل می گردد ، آنگاه دولت بیکار می شود و وقتی بیکار شد به دنبال مدیریت بحران های جهانی می رود و استیفای حقوق ملتی که نزدیک ۷۰ سال پیش وارد جنگی ناخواسته شده . شاید تا چند روز دیگر ، ادعاهایی علیه وارث دولت عثمانی و محمود افغال تنظیم شود .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در شنبه بیست و هشتم آذر 1388 و ساعت  | 
رنگ رنگ
گاه سبز می شویم از پس زرد

گاه سیاه می شویم از پس درد

گاه سرخ می شویم از پس سرب

گاه سپید می شویم از پس مرگ

سبزیم و سرخ می شویم از این بیداد

سیاه و سپید می شویم از این رخداد

زبان سرخمان سر سبز می دهد بر باد

سر سبزمان می کند این بنیاد

|+| نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 و ساعت  | 
روایت وارونه

بخشی از بیانیه ی شماره ۱۶ میر حسین موسوی به مناسبت 16 آذر : برادران ما ! اگر از هزینه‌های سنگین و عملیات عظیم خود نتیجه نمی‌گیرید شاید صحنه درگیری را اشتباه گرفته‌اید ؛ در خیابان با سایه‌ها می‌جنگید حال آن که در میدان وجدان‌های مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است . ۱۶ آذر دانشگاه را تحمل نمی‌کنید . ۱۷ آذر چه می‌کنید ؟ ۱۸ آذر چه می‌کنید ؟ چشمانی را که در صحن دانشگاه به رزمایش‌های بی‌فایده افتاده و آنها را نشانه ترس یافته چگونه تسخیر می‌کنید ؟ اصلا همه دانشجویان را ساکت کردید ؛ با واقعیت جامعه چه خواهید کرد ؟

روایت صادق لاریجانی رییس قوه ی قضاییه از بیانیه ی میر حسین موسوی : اين چه فهم بصيرتي است كه پس از 30 سال از گذشت انقلاب و بعد از اينكه مدتي در فضاي انقلاب تنفس كرديد حالا اين طور به دانشجويان بگويند كه 16 آذر نشد 17 آذر و 17 آذر نشد 18 آذر ؛ ما اين كارها را واقعا خلاف امنيت كشور مي‌دانيم و در واقع اين موارد يكي از جرائم مسلم است . 

...

پی نوشت : خدا کند در تنظیم خبر  سخنان لاریجانی اشتباهی رخ داده باشد !

|+| نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 و ساعت  | 
از حفظ موجودیت تا توهین به بنیان ها

این شناخت شناسی یک جریان عمل گراست

     محاسبه ی هزینه و فایده ی مترتب بر هر فعالیتی یکی از روش های تحلیل رفتار و پیش بینی حرکت های آینده ی کنشگران در عرصه های مختلف سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی ست .  حتی در حوزه هایی مانند جنایت و قتل نیز کارآگاهان خبره ، سود برندگان از قتل یا جنایت را به عنوان اولین مظنونان زیر نظر می گیرند و بازجویی می کنند .

قطعا روش محاسبه ی هزینه - فایده ی دست اندرکاران عرصه ی سیاست ایران و ارتباط آن با حادثه ی پاره شدن عکس رهبر فقید جمهوری اسلامی می تواند بسیاری سوال ها را پاسخ گوید .

چند سال پیش که نشریه ای تخصصی در عرصه ی الکترونیک طرحی از پیرمردی با ریش سپید را چاپ نمود ، یکدفعه هزاران معترض به خیابان ها آمدند و با حدس شباهت طرح با آیت الله خمینی ، دفتر نشریه را تخریب نمودند . در آن سال ها نه ماهواره ای وجود داشت که عطش سوال های پی در پی مردم را پاسخ گوید و نه اینترنتی . صدا و سیما هم بدون نمایش طرح شبیه به رهبر انقلاب فقط راه انعکاس تظاهرات معترضان را در پیش گرفت و جسارت نکرد و کاریکاتور شبیه به ایشان را برای حفظ وجهه ی تقدیس شده رهبری انقلاب را به تصویر نکشید . در ماه های اخیر هم شعارهای متنوع و گاه تندی در راهپیمایی معترضان مطرح شده که قطعا بیش از پاره شدن عکس بنیانگذار جمهوری اسلامی مستوجب عقوبت است اما بنا به همان دلیل ، گردانندگان رسانه های حکومتی ، جسارت نمی کنند و آنها را ترویج و منتشر نمی نمایند .

در ماجرای نمایش کاریکاتور پیامبر اسلام که در کشوری اروپایی اتفاق افتاد ، کل نظام از دولت تا شورای نگهبان و صدا و سیما ، پس از چند هفته تاخیر ، اعتراض ها را شروع کردند و صدا و سیما حتی گوشه ای مبهم از کاریکاتورها را به تصویر نکشید . در حالیکه در سایت های اینترنتی قابل دسترسی بود . بنابراین در ذهن برنامه سازان صدا و سیما و گردانندگان رسانه های تبلیغی حاکمیت به مانند تمامی رسانه های جهانی ، هر گونه انتشار ، تاخیر یا بایکوت کردن اخبار ، دارای محاسباتی از پیش انجام شده است .

به یقین نمی توان پیش از بررسی ، هیچ گروه و جریانی را در جریان حادثه ی روز دانشجو مبرا یا مجرم اعلام کرد . امکان دارد که این اقدام از سوی معترضان سرکوب شده صورت گرفته باشد و بعید نیست که حادثه ای باشد مانند کارناوال عصر عاشورا .

اگر این حادثه از سوی دانشجویی معترض اتفاق افتاده باشد می توان ( فقط می توان ) آن را به سرکوب و تحقیر های ماه های گذشته نسبت داد . وقتی در اولین روزهای ملتهب پس از انتخابات ، بالاترین مقام اجرایی کشور و یکی از مدعیان انتخابات ، مخالفان را تحقیر می کند و خس و خاشاک می خواند ، می توان پیش بینی کرد که برخی معترضان نیز احساسی شوند و برای مخالفت حرکت های بی فایده ی اینچنینی انجام دهند . قطعا موافقان و مخالفان هر حکومتی یک دست نیستند و طیف های وسیعی را تشکیل می دهند و معترضان وضع موجود در ایران نیز از این قاعده مستثنی نیستند . اگر مدافعان وضع موجود غیر از این را تبلیغ نمایند و بخواهند تمام حوادث منفی به وجود آمده را به کل جنبش سبز نسبت دهند ، معترضان نیز مجاز خواهند بود که حوادثی نظیر قتل های زنجیره ای ، کارناوال عاشورا ، پرونده ی حمله به تجمعات و ده ها مورد دیگر را به کل نظام نسبت دهند که در آن صورت سنگ روی سنگ بند نمی شود .

ماهیت حرکت های اعتراضی در دنیا به انتقاد از وضع موجود برمی گردد و نه آنچه در گذشته رفته ؛ مضافا اینکه اهانت به فردی فوت شده نیز فایده ای جز ایجاد بلوا در پی ندارد . که اگر غیر از این بود ، کل انقلابیان ایران و به ویژه طرفداران جمهوری اسلامی باید همه روزه هزاران عکس شاه و هویدا را پاره کنند و به آتش بکشند ، چرا که هنوز در گوشه ای از دنیا ، سلطنت طلبانی هستند که انقلابیان را محکوم می کنند و شاه و اطرافیانش را تطهیر .

هر تحلیلگر منصفی در داخل یا خارج نظام ، نه تنها فایده ای برای این اهانت متوجه جنبش اعتراضی نمی بیند بلکه آن را دارای هزینه هایی می داند و پر واضح است که هزینه های وارد بر جنبش اعتراضی ، برای بخش هایی از حاکمیت فایده محسوب می شود . برشماری قسمتی از هزینه ها ی اصلاح طلبان ( یا فایده ی مخالفان ) می تواند گره معمای نیت به وجود آورنده ی ماجرا یا ترویج کننده ی آن را بر ملا سازد :

۱ - آیت الله سید روح الله خمینی آخرین مرجع تقلید مورد وثوق اکثریت شیعیان بود و بنا به فتوا ، ادامه ی تقلید از مرجع فوت شده جائز است . بنابراین حدس زده می شود که هنوز بسیاری از افراد معتقد به تقلید که بیش  از ۳۵ سال سن دارند بر تقلید از ایشان ادامه دهند . اهانت به ایشان می تواند موجی از خشم در بین مخالفان وضع موجود که مقلد ایشان نیز هستند به وجود بیاورد و باعث انشقاق دینی – ضد دینی در بدنه ی جنبش اعتراضی گردد .

۲ - ایشان به عنوان جانشین آیت الله بروجردی و سمبلی از حوزه ی علمیه ی قم محسوب می شوند که بسیاری از مدرسان فعلی حوزه های علمیه خود را مفتخر به شاگردی شان می دانند . نمایش توهین به عکس ایشان می نتواند اساتید سکوت کرده ی حوزه ها را به واکنش هم راستا با تبلیغات حاکمیت وادار کند .

۳- بنیانگذار جمهوری اسلامی ، تنها فردی ست که مدافعان و معترضان به آن تمسک می جویند و به ویژه رهبران اصلاحات خود را بیشتر از دیگران به ایشان نزدیک می دانند . نسبت های خانوادگی خانواده ی رهبر فقید انقلاب با خانواده ی آیت الله خاتمی ، نخست وزیری موسوی ، امیرالحاج بودن کروبی ، سمت های آیات صانعی و اردبیلی ، جانشینی فرماندهی جنگ به وسیله ی هاشمی و ده ها مورد دیگر شاهدی ست بر مدعای نزدیکی بیشتر منتقدان وضع موجود با امام . نمایش چند باره و میلیونی عکس پاره شده ی آیت الله خمینی و نسبت دادن آن به معترضان ، می تواند بر نسبت و نزدیکی سران جنبش سبز با ایشان تاثیر گذار باشد و هزینه ی برخورد با نخست وزیر امام را کمتر نماید ؛ که اکنون وی را سردسته ی اهانت کنندگان به رهبر انقلاب معرفی می کنند .

۴ - ترویج و نمایش تصویر پاره شده ی امام می تواند راه را برای تندتر شدن فضای سیاسی و برخوردهای شدیدتر با معترضان هموار نماید .

5 - با انعکاس وسیع اخبار اعتراض کنندگان به اهانت به ایشان ، حوادث و خبرهای روز دانشجو و حوادث پس از آن تحت الشعاع این واقعه قرار می گیرد و حتی ممکن است آن را تا محرم و ۲۲ بهمن نیز ادامه دهند . سخنان پیشتر گفته شده مبنی بر جمع کردن بساط معترضان تا ایام محرم می تواند گواهی بر این مدعا باشد .

6 - با ادامه ی این التهاب ، طول زمانی مدافعان و معترضان وضع موجود را از چند سال اخیر به کل سال های پس از انقلاب گسترش می دهند و معترضان را همچون گروه های مخالف جمهوری اسلامی به تضاد با کل نظام از روز اول تا کنون نسبت دهند و حاکمان غیر انقلابی چند سال گذشته را تا اعماق سال های انقلاب و پیش از آن ، تکریم کنند .

این ها بخش کوچکی از هزینه های اهانت به عکس آیت الله خمینی برای اصلاح طلبان ، معترضان و منتقدان وضع موجود است که با اندکی اغماض تقریبا همه ی هزینه های آنان برای مخالفانشان فایده است . اما روند اوضاع و رویدادهای اخیر شواهدی غیر از خواسته ی پخش کنندگان این گونه صحنه ها را به تصویر می کشد .

سران جنبش سبز این اقدام را مشکوک خوانده اند و هر گونه اهانت را محکوم کرده اند و درخواست برپایی راهپیمایی اعتراض به اهانت را مطرح نموده اند . دانشجویان ، عکس امام را بر کاغذهای سبز چاپ کرده اند و خود نیز به اهانت کنندگان اعتراض می نمایند . بخش هایی از اصولگرایان نظیر لاریجانی و کاتوزیان ، راه فرار از گرداب حوادثی اینچنینی را باز کرده اند و یکی دانشجویان را مبرا می کند و دیگری احتمال دست داشتن فرد یا افرادی از مدافعان افراطی دولت را مطرح می نماید . حوزه های علمیه آن طور که باید و شاید واکنش نشان نداده اند که از بی اعتمادی به اصل ماجرا حکایت دارد نه بی توجهی به شخصیت آیت الله خمینی . تظاهرات دولتی همچون موارد مشابه ، از بیم تصمیم معترضان به شرکت در آن انجام نمی شود و کل تجمعات معترض به توهین ، در محیط هایی بسته و گزینش شده برپا می شود . تقریبا در تمام سایت ها ، ایمیل ها و شبکه های ماهواره ای بر تعمدی بودن پاره شدن عکس یا پخش آن به وسیله ی بخشی از حاکمیت تاکید دارند . این بدان معنا نیست که آنان درست می گویند بلکه برای آن ذکر شد که تبلیغات وسیعی خلاف آنچه در رسانه های رسمی بیان می شود در جریان است و کمترین تاثیر آن ، ایجاد شک است در مخاطبان رسانه ی رسمی حاکمیت و بیشترین اثر آن ، حکومتی پنداشتن و صحنه سازی خواندن کل ماجرا توسط حاکمیت ؛ که این به مراتب تبعات سنگین تری نسبت به زیر سوال بردن انتخابات به دنبار دارد .

احتمالا در آینده ای نه چندان دور ، گردانندگان این غائله از کرده پشیمان گردند و متوجه شوند که خودخواسته تابوی دیگری را شکسته اند بدون اینکه فایده ای قابل توجه به دست بیاورند . امکان دارد که فرد پاره کننده ی تصویر آیت الله خمینی به هر طیفی نزدیک باشد اما پخش مکرر آن یک نتیجه بیشتر ندارد و آن خدشه به قداست چهره ی ایشان است ، فرقی نمی کند که نزد موافقان رهبر انقلاب باشد یا مخالفان . کما اینکه ترویج و تکرار بیش از حد ماجرای کاریکاتور پیامبر اسلام نیز قبح عمل را از بین برد و پس از آن بارها و بارها اعمالی مشابه صورت گرفت اما از اعتراض خبری نبود .

اگر آفرینندگان این نوع اخبار به این تحلیل برسند که ماجرا را بدون درگیری بیشتر جمع و جور نمایند ، صدمات حاکمیت کمتر می شود و اما اگر غیر از این برنامه ریزی کنند ، امکان دارد که در روزهای دهه ی اول محرم و به ویژه تاسوعا و عاشورا در خودروهایی موزیک پخش گردد ، دست هایی برای رقص بالا رود یا روسری هایی از سر برداشته شود . ممکن است در روز ۲۲ بهمن ، پرچم شیر و خورشید دار بر دوش ها انداخته شود یا عکس شاه توزیع گردد . احتمال همه چیز وجود دارد حتی ترکاندن ترقه ای و جلوه دادنش به بمب و مین . و اگر این اتفاق بیفتد ترس اندک تندروان معترض نیز از بین می رود و دیری نخواهد گذشت که تصویرهای ساخته و پرداخته ی صدا و سیمای حاکمیت به صحنه هایی واقعی و در خیابان ها بدل خواهد شد .

قصعا نه خواسته ی معترضان مبنی بر اجرای بی کم و کاست قانون اساسی با حرکاتی از این دست به ناخواسته تبدیل می شود و نه راه بیان اعتراضات تغییر می یابد ؛ فقط امکان دارد که چند روزی به تاخیر بیفتد .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 و ساعت  | 
تبلیغات رنگ باخته

کم نیستند مریدان ، مقلدان ، علاقه مندان و معتقدان به آیت الله خمینی که ۲۰ سال پس از فوت ، احترام خاصی برای ایشان قائلند . حتی در بین منتقدان دولت و فراتر از آن مخالفان برخی سیاست های جمهوری اسلامی هم بسیارند کسانی که رهبر فقید جمهوری اسلامی را می ستایند .

اما چه می شود که تبلیغات صدا و سیما در میان طلاب حوزه ی علمیه ی تهران نیز موثر واقع نمی شود ؟ پاسخ به این پرسش را قطعا نباید در بی توجهی به بنیانگذار جمهوری اسلامی جست . جواب این سوال در رفتارهای نابخردانه ی صدا و سیماست که حتی نزدیکان به حاکمیت را هم نمی تواند همراه و همگام کند .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در شنبه بیست و یکم آذر 1388 و ساعت  | 
از کنفرانس برلین تا 16 آذر

کنفرانس برلین بود و اصلاح طلبان نزدیک به خاتمی چمدان بسته و آماده ی سفر برای سخنرانی و بررسی تحولات ایران پس از دوم خرداد . موافقان و مخالفان با ده ها صفحه سخنرانی و مقاله با وقار و متین نظراتشان را بیان کردند .

ناگاه از گوشه ی سالن زنی نیمه عریان ، برای تاثیر گذاری بر سخنان اصلاح طلبان ، از پرده برون آمد . صدا و سیما که از نمایش آلات موسیقی هم حذر می کند ، تصویر سیاه شده ی زنی را به نمایش گذاشت که تقریبا تمام اندامش معلوم بود .

صدا و سیما در جهت عمل به وظیفه ی خطیر اطلاع رسانی صحیح به شهروندان ایرانی  صحنه ای از صورت اکبر گنجی را نشان داد در مقابل رقص زن معترض به جمهوری اسلامی . انگار همه ی صحنه ها در یک زمان اتفاق افتاده . آن صحنه ها به پرونده تبدیل شد و پرونده به زندانی و زندانی به مخالف و مخالف به ...

باز ، می روند راه گذشته را . همان کاری را می کنند که ۱۰ سال پیش انجام می دادند . نه فضای رسانه ای دنیا و امواج ماهواره ها و اینترنت و رشد آگاهی های مردم را می بینند و نه ناتوانی خود در جهت دهی به افکار مراجع فکری و دینی جامعه را درک می کنند . هیچ کدام از روش های تبلیغی شان تغییر نکرده ، فقط کنفرانس برلین به دانشگاه تهران مبدل شده و ماجرای روی داده در ۱۶ آذر ...

|+| نوشته شده توسط مهرداد در شنبه بیست و یکم آذر 1388 و ساعت  | 
مشاوران جدید

دبیر گردهمایی سراسری ائمه جماعات بانک ملی کشور گفت : زیر ساختها برای حضور ائمه جماعات برای ارائه صورت مشاوره در داخل بانکها فراهم است .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه هجدهم آذر 1388 و ساعت  | 
جلسه ی دولت

تشکیل دولت در زیر دریا و ارتفاعات اورست ... شایدبرخی دیگر جلسه ی دولتشان را در توالت تشکیل دهند .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در جمعه سیزدهم آذر 1388 و ساعت  | 
امید

افسردگی و نا امیدی من و تو ، خواسته ی کسانی ست که ما را به اینجا رسانده اند . شاد باش و امیدوار حتی اگر از درون ویران شده ای ! اوضاع من و تو از بسیاری که ماه هاست عزیزانشان را ندیده اند بهتر است ...

|+| نوشته شده توسط مهرداد در جمعه سیزدهم آذر 1388 و ساعت  | 
صداداران بی صدا

در ماه های اخیر بسیاری به موضع گیری در مورد حوادث پس از انتخابات پرداختند و عده ای هم ناخواسته پایشان به ماجرا کشیده شد . اما در بین اقشار مختلف ایرانیان داخل و خارج کشور ، هنرمندان و به ویژه خوانندگان خارج نشین چهره ی عجیبی از خود به نمایش گذاشتند .

بحث این نیست که همه ی مردم سیاسی باشند یا از جنبش معترضان حمایت نمایند . که بسیاری خاموش ، فقط به حوادث می نگرند و واکنشی نشان نمی دهند . در قاموس آزاد اندیشان حتی باید حق افراد بی توجه به سرنوشت سیاسی کشور هم محفوظ نگه داشته شود . اما بی توجهی عده ای که در گوشه ای خزیده اند و زندگی می کنند با بی توجهی جمعی که 30 سال ، علمدار آزادی این مردم سخن گفته اند و خوانده اند و رقصیده اند متفاوت است .

هنرمندامندان مهاجر ایرانی ، از عشق و بی وفایی تا خلیج همیشه فارس می خوانند و هر گاه مقابل دوربین قرار می گیرند ، داد هجران وطن سر می دهند و آرزو می کنند که در آینده ای نزدیک به زادگاهشان بازگردند . وقتی عید نوروز می رسد ، دسته جمعی در شبکه های ماهواره ای بشارت می دهند که تا پایان سال در ایران خواهند بود . و زمانی که در کنسرت ها ابراز احساسات می کنند ، وطن پرست تر از هر ایرانی ، خود را جلوه می دهند .

کمی به عقب برگردیم . قریب 30 سال پیش صدام به ایران حمله کرد ، اما دریغ از حنجره ای که برای سربازان این کشور بخواند . مهم این نیست که ما با مدافعان این مرز و بوم در برداشت ها و خواسته های سیاسی مشترک باشیم یا نباشیم ؛ اهمیت آن در این است که میلیون ها نفر و با هر اعتقادی از این کشور دفاع کردند و صدها هزار نفر کشته ، مجروح ، معلول و مصدوم شیمیایی شدند . سال ها مردم این کشور در بدترین اوضاع جنگی زندگی کردند و آنان که می توانستند گوشه ای از فشار فکری مردم را کاهش دهند ، هیچ نکردند .

سال های پس از جنگ تا رویداد های اخیر سرشار است از حوادث سیاسی و اجتماعی ؛ که می توان برای هر یک داستان ها نوشت و ترانه ها سرود ، اما چند نفر از هنرمندان ایرانی که در مهد آزادی های جهان زندگی می کنند حتی گوشه ای از ذهنشان را با مشکلات مردم مشغول کردند ؟

تا اینکه پس از انتخابات ریاست جمهوری ، به اذعان حاکمان و ادعای معترضان ، بزرگترین واکنش سیاسی – اجتماعی در ایران پس از انقلاب به وقوع پیوست . مرزبندی های قبلی سیاسی در هم شکست و بسیاری نیروهای اجتماعی معارض ، از هر جناحی ، در کنار هم قرار گرفتند . جمعی معترض بودند و عده ای معتقد به وضع موجود . معترضان به خیابان ها آمدند و خارج نشینان هنرمند ، بسیار بیشتر از مردم داخل ، شنیدند و دیدند از آنچه در این کشور گذشت . در حوادث اخیر ، بیشتر بی توجهان به اوضاع سیاسی کشور هم دارای عقیده شدند و اظهار نظر کردند ، از جوانانی تا پیران . اما دریغ از آن طرفی هایی که وقت سکوت خواندشان می گیرد و زمان هنرنمایی خاموش می شوند .

دل آدم می گیرد از جمعی که گل پونه می خوانند و از نقشه ی گربه ای ایران ترانه می سرایند ، و اکنون توان ندارند که به نفع یا ضد هر کدام از جریان های سرنوشت ساز سیاسی – اجتماعی داخل ایران سخنی بگویند . ای کاش یکی از این هنرمندان آزادی خواه ، حتی به نفع مدافعان وضع موجود هنرنمایی می کرد که می فهمیدیم جزعشق و جدایی و زیبایی یار ، به موضوعات دیگری هم می اندیشند .

و اینجاست که ارزش و تفاوت هنرمندانی چون شجریان بدون توجه به افکار سیاسی شان آشکار می گردد . خاموش شدن آسانترین  و کم خطرترین راه فرار از مسئولیت های اجتماعی ست و چه بسیارند کسانی که کم هزینه ترین راه را در دورترین و کم مخاطره ترین کشورها انتخاب می کنند .  

|+| نوشته شده توسط مهرداد در جمعه سیزدهم آذر 1388 و ساعت  | 
اندکی بعد
بعد از مشهد و تبریز ؛ و اینک اصفهان...

|+| نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 و ساعت  | 
ادبیات دیپلماتیک
رییس دولت گفت : اما باید بگویم در مسائل هسته‌ای اگر پدرشان‌هم در بیاید و جلز ولز هم كنند ایران در مسائل هسته‌ای با شما گفت‌وگو نخواهد كرد.
|+| نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 و ساعت  | 
خسته نباشید

 نزدیک به 10 میلیون جمعیت ایران بی سوادند ! 

در انتخابات اخیر ریاست جمهوری حدود ۴۵ میلیون ایرانی بیش از ۱۸سال واجد شرایط رای دادن بودند و در سال تحصیلی ۸۹-۸۸ کمتر از ۱۵ میلیون محصل ۷ تا ۱۸ ساله بر سر کلاس های درس حاضر شدند . به عبارتی ، حدود ۶۰ میلیون ایرانی بالای ۷ سال وجود دارند که اگر با تخمین ۵ میلیون نفر ، مهاجران از این تعداد کسر شود ، کل افراد بیش از ۷ سال که باید سواد داشته باشند در داخل کشور به حدود ۵۵ میلیون نفر می رسد . قریب ۱۰ میلیون بی سواد موجود در کشور یعنی حدود ۱۸ درصد ، و احتمال دارد که تعدادی بیش از بیسوادان ، کم سواد باشند که تفاوت زیادی با بی سوادان ندارند .

بیشتر بی سوادان بالای ۳۰ سال پیش از انقلاب ، هم اکنون فوت کرده و در قید حیات نیستند و اثری از بی سوادی آنان در آمار های رسمی وجود ندارد . در نتیجه با اندکی اغماض باید پذیرفت که ۱۰ میلیون بی سواد ( و احتمالا بیش از آن کم سواد ) موجود در کشور حاصل بی تدبیری آموزش و پرورش و نهضت سواد آموزی جهوری اسلامی اند .

در هر شهر و شهرستان به غیر از دفاتر آموزش و پرورش ، ده ها دفتر نهضت سواد آموزی با تشکیلات و  مستقلات و رییس و کارمند وجود دارد که حاصل فعالیت آنان حدود ۲۰ درصد بی سواد و احتمالا بیش از آن کم سواد شبیه بی سوادند .

شاید این عقب افتادگی و کم کاری جزء معدود مواردی باشد که مسئولان نمی توانند آن را به گردن رژیم پیش از انقلاب بیندازند ؛ که بی سوادان گذشته زیر خاک دفن شده اند و بیشتر بی سوادان فعلی ، زاده و محروم از تحصیل مانده ی نظام اداری پس از انقلابند .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه نهم آذر 1388 و ساعت  | 
اطلاعیه بسیار مهم

مدارس و دانشگاه ها در روز شنبه ۱۴ آذر تعطیل خواهد بود . دانشجویان محترم و سایر اقشار می توانند از چهارشنبه ی همین هفته به مسافرت بروند . یکشنبه هم که تعطیل تقویمی ست و جاده ها برای بازگشت شلوغ است . اگرمسافران عزیز دوشنبه ، سه شنبه یا چهارشنبه ی هفته ی آینده برگردند بسیار امن تر و راحت تر است . ضمنا پیش بینی می گردد که از سه شنبه ی هفته ی آینده ، کل جاده های ایران به ویژه جاده های شمالی و کوهستانی هوایی بهاری و دلپذیر داشته باشند .

به امید خدا اگر دمای هوا در دهه ی اول محرم به ۱۰۰درجه زیر صفر یا آلودگی هوا در روزهای منتهی به ۲۲ بهمن به ده ها برابر حد بحرانی برسد ، کل مملکت تعطیل خواهد شد . البته برودت هوا مانع از مسافرت هموطنان مخصوصا دانشجویان نخواهد بود .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه نهم آذر 1388 و ساعت  | 
طرح های واهی ، خبرهای الکی

یکی از ویژگی های برجسته ی دولت های نهم و دهم این است که وقتی در تنگناهای داخلی یا خارجی قرار می گیرد ، برخی اعضا پیشقدم می شوند و خبرهای پرسروصدا و حتی ضد دولت تولید می کنند و پس از مدتی که آب ها از آسیاب افتاد ، آنچه تولید کرده اند را به فراموشی می سپارند . فرار شهرام جزایری ، داستان ملوانان انگلیسی ، سخنان پیاپی یکی از نزدیکان رییس دولت که تقریبا تمامی مراجع مذهبی رسمی دینی نسبت به او حساسیت دارند ، خروج 18.5 میلیارد دلار طلا و دلار در مقطع انتخابات و ده ها مورد دیگر ، حکایت از برنامه ای از پیش تعیین شده دارد که مثلا در برهه ای خاص ، تعمدی بحث دوستی با مردم اسراییل مطرح شود و کل اخبار واقعی داخلی و خارجی تحت الشعاع سخنان رییس یک سازمان غیر مهم قرار می گیرد .

اخیرا زمزمه هایی برای جداسازی جنسیتی محیط های دانشگاهی بر سر زبان ها افتاده تا فضایی کاذب به وجود  بیاورند که اخبار اصلی جامعه ، دانشگاه ها و فضای سیاسی کشور از رونق بیفتد .

به راستی کدام یک از مسئولان آموزش عالی یا نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها نمی دانند که جداسازی جنسیتی دانشگاه ها ، به چه بودجه ی هنگفتی نیاز دارد ؟ فضای کلاس ها و محوطه های عمومی و کتابخانه ها و ... باید 2 برابر شود و بودجه های عمومی دستمزد اساتید ، هزینه های آب و برق و تاسیسات و ... نیز اگر بیش از 2 برابر نگردد کمتر نمی شود . فقط کافی ست برخی کلاس های دانشگاه ها بررسی اجمالی گردد . کلاسی که با 30 نفر تشکیل می شود ، شامل 5 دختر و 25 پسر ( یا برعکس ) است . با طرح تفکیک جنسیتی ، مجبورند که برای فقط 5 نفر کلاسی تشکیل دهند با هزینه های یک کلاس 30 نفره ...

طراحان و مدافعان این گونه طرح ها به خوبی می دانند که تفکیک جنسیتی دانشگاه ها تقریبا محال است . مطرح کردن طرح هایی از این دست ، نه با افکار مسئولان فعلی نظام سازگاری دارد و نه با شعارهای جوان پسندشان . نه با بودجه های محدود دانشگاه ها امکان پذیر است و نه با خزانه ی خالی دولت ...

نگاهی بر شیوه های تبلیغی دولتمردان طی 4 سال گذشته شاهدی بر این مدعاست ...

|+| نوشته شده توسط مهرداد در یکشنبه هشتم آذر 1388 و ساعت  | 
اعتراض به تبعید

از تمام نمایندگان غیر تهرانی مجلس درخواست می گردد که مانند نماینده ی گناباد ، با ارسال نامه ، تهیه ی طومار ، تحصن ، اعتصاب و هر روش دیگری اعتراض خود را نسبت به تبعید زیدآبادی ها به شهرشان اعلام نمایند .

باشد که هیچ شهری آنها را نپذیرد ، به ناچار در تهران بمانند و بساط تبعید چهره های سیاسی برچیده گردد .

از وکیل مدافع احمد زیدآبادی هم درخواست می شود که مراحل اعتراض به رای دادگاه بدوی در خصوص تبعید متهم را به نمایندگان اصولگرای مجلس بسپارد .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در یکشنبه هشتم آذر 1388 و ساعت  | 
استقامت
|+| نوشته شده توسط مهرداد در یکشنبه هشتم آذر 1388 و ساعت  | 
قرون تاریک

چقدر قرون وسطای اروپا ملموس است . دادگاه ها ، مدارس ، فروش بهشت ، خونریزی دینی ، خفقان دگر اندیشان ، پاپ ، اسقف ، شاه ، جنگ های مذهبی ، روحانیون معترض برآمده از کلیسا ...

|+| نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه پنجم آذر 1388 و ساعت  | 
از دست داده ها

بعضی آدم ها عادت دارند که به هر چیزی گند بزنند و تمام تلاش ها و ساخته ها را خراب کنند . وقتی هم با خودشان خلوت می کنند یا با دیگران صحبت ، پای تقدیر را پیش می کشند و نخواستن خدا را ، و سلب مسئولیت می کنند از خود . انگار خدا دستش را زیر چانه گذاشته و تمام مدت مشغول طراحی تقدیر برای امثال آنهاست ...

وقتی که در مقابلشان سکوت می کنی تصور می کنند که تاییدشان می کنی ، هنگامی که کلکسیون خرابکاری هایشان را به زبان می آوری ، ناراحت می شوند و قهر می کنند . دست آخر هم می بینی که بعد از سال ها نه تنها پیشرفت نکرده اند بلکه عقب گرد هم داشته اند و در آرزوی به دست آوردن دوباره ی از دست داده هایشان لحظه شماری می کنند . آیا لذت های از دست داده شده دوباره تکرار می شوند ؟ شاید ... اما نه به آسانی گذشته .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه پنجم آذر 1388 و ساعت  | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar