تبليغاتX
سخن روز
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
جلسه ی دولت

تشکیل دولت در زیر دریا و ارتفاعات اورست ... شایدبرخی دیگر جلسه ی دولتشان را در توالت تشکیل دهند .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در جمعه سیزدهم آذر 1388 و ساعت  | 
امید

افسردگی و نا امیدی من و تو ، خواسته ی کسانی ست که ما را به اینجا رسانده اند . شاد باش و امیدوار حتی اگر از درون ویران شده ای ! اوضاع من و تو از بسیاری که ماه هاست عزیزانشان را ندیده اند بهتر است ...

|+| نوشته شده توسط مهرداد در جمعه سیزدهم آذر 1388 و ساعت  | 
صداداران بی صدا

در ماه های اخیر بسیاری به موضع گیری در مورد حوادث پس از انتخابات پرداختند و عده ای هم ناخواسته پایشان به ماجرا کشیده شد . اما در بین اقشار مختلف ایرانیان داخل و خارج کشور ، هنرمندان و به ویژه خوانندگان خارج نشین چهره ی عجیبی از خود به نمایش گذاشتند .

بحث این نیست که همه ی مردم سیاسی باشند یا از جنبش معترضان حمایت نمایند . که بسیاری خاموش ، فقط به حوادث می نگرند و واکنشی نشان نمی دهند . در قاموس آزاد اندیشان حتی باید حق افراد بی توجه به سرنوشت سیاسی کشور هم محفوظ نگه داشته شود . اما بی توجهی عده ای که در گوشه ای خزیده اند و زندگی می کنند با بی توجهی جمعی که 30 سال ، علمدار آزادی این مردم سخن گفته اند و خوانده اند و رقصیده اند متفاوت است .

هنرمندامندان مهاجر ایرانی ، از عشق و بی وفایی تا خلیج همیشه فارس می خوانند و هر گاه مقابل دوربین قرار می گیرند ، داد هجران وطن سر می دهند و آرزو می کنند که در آینده ای نزدیک به زادگاهشان بازگردند . وقتی عید نوروز می رسد ، دسته جمعی در شبکه های ماهواره ای بشارت می دهند که تا پایان سال در ایران خواهند بود . و زمانی که در کنسرت ها ابراز احساسات می کنند ، وطن پرست تر از هر ایرانی ، خود را جلوه می دهند .

کمی به عقب برگردیم . قریب 30 سال پیش صدام به ایران حمله کرد ، اما دریغ از حنجره ای که برای سربازان این کشور بخواند . مهم این نیست که ما با مدافعان این مرز و بوم در برداشت ها و خواسته های سیاسی مشترک باشیم یا نباشیم ؛ اهمیت آن در این است که میلیون ها نفر و با هر اعتقادی از این کشور دفاع کردند و صدها هزار نفر کشته ، مجروح ، معلول و مصدوم شیمیایی شدند . سال ها مردم این کشور در بدترین اوضاع جنگی زندگی کردند و آنان که می توانستند گوشه ای از فشار فکری مردم را کاهش دهند ، هیچ نکردند .

سال های پس از جنگ تا رویداد های اخیر سرشار است از حوادث سیاسی و اجتماعی ؛ که می توان برای هر یک داستان ها نوشت و ترانه ها سرود ، اما چند نفر از هنرمندان ایرانی که در مهد آزادی های جهان زندگی می کنند حتی گوشه ای از ذهنشان را با مشکلات مردم مشغول کردند ؟

تا اینکه پس از انتخابات ریاست جمهوری ، به اذعان حاکمان و ادعای معترضان ، بزرگترین واکنش سیاسی – اجتماعی در ایران پس از انقلاب به وقوع پیوست . مرزبندی های قبلی سیاسی در هم شکست و بسیاری نیروهای اجتماعی معارض ، از هر جناحی ، در کنار هم قرار گرفتند . جمعی معترض بودند و عده ای معتقد به وضع موجود . معترضان به خیابان ها آمدند و خارج نشینان هنرمند ، بسیار بیشتر از مردم داخل ، شنیدند و دیدند از آنچه در این کشور گذشت . در حوادث اخیر ، بیشتر بی توجهان به اوضاع سیاسی کشور هم دارای عقیده شدند و اظهار نظر کردند ، از جوانانی تا پیران . اما دریغ از آن طرفی هایی که وقت سکوت خواندشان می گیرد و زمان هنرنمایی خاموش می شوند .

دل آدم می گیرد از جمعی که گل پونه می خوانند و از نقشه ی گربه ای ایران ترانه می سرایند ، و اکنون توان ندارند که به نفع یا ضد هر کدام از جریان های سرنوشت ساز سیاسی – اجتماعی داخل ایران سخنی بگویند . ای کاش یکی از این هنرمندان آزادی خواه ، حتی به نفع مدافعان وضع موجود هنرنمایی می کرد که می فهمیدیم جزعشق و جدایی و زیبایی یار ، به موضوعات دیگری هم می اندیشند .

و اینجاست که ارزش و تفاوت هنرمندانی چون شجریان بدون توجه به افکار سیاسی شان آشکار می گردد . خاموش شدن آسانترین  و کم خطرترین راه فرار از مسئولیت های اجتماعی ست و چه بسیارند کسانی که کم هزینه ترین راه را در دورترین و کم مخاطره ترین کشورها انتخاب می کنند .  

|+| نوشته شده توسط مهرداد در جمعه سیزدهم آذر 1388 و ساعت  | 
اندکی بعد
بعد از مشهد و تبریز ؛ و اینک اصفهان...

|+| نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 و ساعت  | 
ادبیات دیپلماتیک
رییس دولت گفت : اما باید بگویم در مسائل هسته‌ای اگر پدرشان‌هم در بیاید و جلز ولز هم كنند ایران در مسائل هسته‌ای با شما گفت‌وگو نخواهد كرد.
|+| نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 و ساعت  | 
خسته نباشید

 نزدیک به 10 میلیون جمعیت ایران بی سوادند ! 

در انتخابات اخیر ریاست جمهوری حدود ۴۵ میلیون ایرانی بیش از ۱۸سال واجد شرایط رای دادن بودند و در سال تحصیلی ۸۹-۸۸ کمتر از ۱۵ میلیون محصل ۷ تا ۱۸ ساله بر سر کلاس های درس حاضر شدند . به عبارتی ، حدود ۶۰ میلیون ایرانی بالای ۷ سال وجود دارند که اگر با تخمین ۵ میلیون نفر ، مهاجران از این تعداد کسر شود ، کل افراد بیش از ۷ سال که باید سواد داشته باشند در داخل کشور به حدود ۵۵ میلیون نفر می رسد . قریب ۱۰ میلیون بی سواد موجود در کشور یعنی حدود ۱۸ درصد ، و احتمال دارد که تعدادی بیش از بیسوادان ، کم سواد باشند که تفاوت زیادی با بی سوادان ندارند .

بیشتر بی سوادان بالای ۳۰ سال پیش از انقلاب ، هم اکنون فوت کرده و در قید حیات نیستند و اثری از بی سوادی آنان در آمار های رسمی وجود ندارد . در نتیجه با اندکی اغماض باید پذیرفت که ۱۰ میلیون بی سواد ( و احتمالا بیش از آن کم سواد ) موجود در کشور حاصل بی تدبیری آموزش و پرورش و نهضت سواد آموزی جهوری اسلامی اند .

در هر شهر و شهرستان به غیر از دفاتر آموزش و پرورش ، ده ها دفتر نهضت سواد آموزی با تشکیلات و  مستقلات و رییس و کارمند وجود دارد که حاصل فعالیت آنان حدود ۲۰ درصد بی سواد و احتمالا بیش از آن کم سواد شبیه بی سوادند .

شاید این عقب افتادگی و کم کاری جزء معدود مواردی باشد که مسئولان نمی توانند آن را به گردن رژیم پیش از انقلاب بیندازند ؛ که بی سوادان گذشته زیر خاک دفن شده اند و بیشتر بی سوادان فعلی ، زاده و محروم از تحصیل مانده ی نظام اداری پس از انقلابند .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه نهم آذر 1388 و ساعت  | 
اطلاعیه بسیار مهم

مدارس و دانشگاه ها در روز شنبه ۱۴ آذر تعطیل خواهد بود . دانشجویان محترم و سایر اقشار می توانند از چهارشنبه ی همین هفته به مسافرت بروند . یکشنبه هم که تعطیل تقویمی ست و جاده ها برای بازگشت شلوغ است . اگرمسافران عزیز دوشنبه ، سه شنبه یا چهارشنبه ی هفته ی آینده برگردند بسیار امن تر و راحت تر است . ضمنا پیش بینی می گردد که از سه شنبه ی هفته ی آینده ، کل جاده های ایران به ویژه جاده های شمالی و کوهستانی هوایی بهاری و دلپذیر داشته باشند .

به امید خدا اگر دمای هوا در دهه ی اول محرم به ۱۰۰درجه زیر صفر یا آلودگی هوا در روزهای منتهی به ۲۲ بهمن به ده ها برابر حد بحرانی برسد ، کل مملکت تعطیل خواهد شد . البته برودت هوا مانع از مسافرت هموطنان مخصوصا دانشجویان نخواهد بود .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه نهم آذر 1388 و ساعت  | 
طرح های واهی ، خبرهای الکی

یکی از ویژگی های برجسته ی دولت های نهم و دهم این است که وقتی در تنگناهای داخلی یا خارجی قرار می گیرد ، برخی اعضا پیشقدم می شوند و خبرهای پرسروصدا و حتی ضد دولت تولید می کنند و پس از مدتی که آب ها از آسیاب افتاد ، آنچه تولید کرده اند را به فراموشی می سپارند . فرار شهرام جزایری ، داستان ملوانان انگلیسی ، سخنان پیاپی یکی از نزدیکان رییس دولت که تقریبا تمامی مراجع مذهبی رسمی دینی نسبت به او حساسیت دارند ، خروج 18.5 میلیارد دلار طلا و دلار در مقطع انتخابات و ده ها مورد دیگر ، حکایت از برنامه ای از پیش تعیین شده دارد که مثلا در برهه ای خاص ، تعمدی بحث دوستی با مردم اسراییل مطرح شود و کل اخبار واقعی داخلی و خارجی تحت الشعاع سخنان رییس یک سازمان غیر مهم قرار می گیرد .

اخیرا زمزمه هایی برای جداسازی جنسیتی محیط های دانشگاهی بر سر زبان ها افتاده تا فضایی کاذب به وجود  بیاورند که اخبار اصلی جامعه ، دانشگاه ها و فضای سیاسی کشور از رونق بیفتد .

به راستی کدام یک از مسئولان آموزش عالی یا نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها نمی دانند که جداسازی جنسیتی دانشگاه ها ، به چه بودجه ی هنگفتی نیاز دارد ؟ فضای کلاس ها و محوطه های عمومی و کتابخانه ها و ... باید 2 برابر شود و بودجه های عمومی دستمزد اساتید ، هزینه های آب و برق و تاسیسات و ... نیز اگر بیش از 2 برابر نگردد کمتر نمی شود . فقط کافی ست برخی کلاس های دانشگاه ها بررسی اجمالی گردد . کلاسی که با 30 نفر تشکیل می شود ، شامل 5 دختر و 25 پسر ( یا برعکس ) است . با طرح تفکیک جنسیتی ، مجبورند که برای فقط 5 نفر کلاسی تشکیل دهند با هزینه های یک کلاس 30 نفره ...

طراحان و مدافعان این گونه طرح ها به خوبی می دانند که تفکیک جنسیتی دانشگاه ها تقریبا محال است . مطرح کردن طرح هایی از این دست ، نه با افکار مسئولان فعلی نظام سازگاری دارد و نه با شعارهای جوان پسندشان . نه با بودجه های محدود دانشگاه ها امکان پذیر است و نه با خزانه ی خالی دولت ...

نگاهی بر شیوه های تبلیغی دولتمردان طی 4 سال گذشته شاهدی بر این مدعاست ...

|+| نوشته شده توسط مهرداد در یکشنبه هشتم آذر 1388 و ساعت  | 
اعتراض به تبعید

از تمام نمایندگان غیر تهرانی مجلس درخواست می گردد که مانند نماینده ی گناباد ، با ارسال نامه ، تهیه ی طومار ، تحصن ، اعتصاب و هر روش دیگری اعتراض خود را نسبت به تبعید زیدآبادی ها به شهرشان اعلام نمایند .

باشد که هیچ شهری آنها را نپذیرد ، به ناچار در تهران بمانند و بساط تبعید چهره های سیاسی برچیده گردد .

از وکیل مدافع احمد زیدآبادی هم درخواست می شود که مراحل اعتراض به رای دادگاه بدوی در خصوص تبعید متهم را به نمایندگان اصولگرای مجلس بسپارد .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در یکشنبه هشتم آذر 1388 و ساعت  | 
استقامت
|+| نوشته شده توسط مهرداد در یکشنبه هشتم آذر 1388 و ساعت  | 
قرون تاریک

چقدر قرون وسطای اروپا ملموس است . دادگاه ها ، مدارس ، فروش بهشت ، خونریزی دینی ، خفقان دگر اندیشان ، پاپ ، اسقف ، شاه ، جنگ های مذهبی ، روحانیون معترض برآمده از کلیسا ...

|+| نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه پنجم آذر 1388 و ساعت  | 
از دست داده ها

بعضی آدم ها عادت دارند که به هر چیزی گند بزنند و تمام تلاش ها و ساخته ها را خراب کنند . وقتی هم با خودشان خلوت می کنند یا با دیگران صحبت ، پای تقدیر را پیش می کشند و نخواستن خدا را ، و سلب مسئولیت می کنند از خود . انگار خدا دستش را زیر چانه گذاشته و تمام مدت مشغول طراحی تقدیر برای امثال آنهاست ...

وقتی که در مقابلشان سکوت می کنی تصور می کنند که تاییدشان می کنی ، هنگامی که کلکسیون خرابکاری هایشان را به زبان می آوری ، ناراحت می شوند و قهر می کنند . دست آخر هم می بینی که بعد از سال ها نه تنها پیشرفت نکرده اند بلکه عقب گرد هم داشته اند و در آرزوی به دست آوردن دوباره ی از دست داده هایشان لحظه شماری می کنند . آیا لذت های از دست داده شده دوباره تکرار می شوند ؟ شاید ... اما نه به آسانی گذشته .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه پنجم آذر 1388 و ساعت  | 
مملکت وارونه

تا ده ، پانزده سال پیش کافی بود یک جوان همراه با جنس مخالفش به وسیله ی کمیته یا نیروی انتظامی دیده شود . چه بلایی سرشان می آمد ؟ اگر دوست بودند ، که تعهد می گرفتند و گاهی به پزشکی قانونی می فرستادند ، حتی شایع بود که عقدشان هم می کردند و مهریه ی ... اگر نامزد بودند ، خانواده ی دختر را احضار و پرس و جو می کردند . اگر فامیل یا برادر و خواهر بودند ، باید رنگ یخچال و نام پدر و مادر و عمه و خاله و دایی و نوع خودرو و انواع و اقسام سوال ها را صحیح پاسخ می دادند تا بازداشت نشوند ...

اکنون هم از این طرف بام افتاده اند و بهترین راه انحراف افکار جوانان از سایر مسائل (!) را در جار زدن و ترویج آزادی جنسی یافته اند . پیشنهاد روی پیشنهاد که جوانان باید روابط جنسی آزاد و شرعی داشته باشند و حتی دختران و پسران محصل می توانند ازدواج موقت کنند . اینان نه تنها ازدواج های سنین پایین را ممنوع نمی کنند بلکه بی مسئولیت ترین نوع ازدواج را برای کم مسئولیت ترین سنین تجویز و ترویج می نمایند .

اگر در کنار هر دبیرستان ، یک زایشگاه کوچک و نقلی هم بسازند ، نور علی نور می شود . فردا هم که هزاران بچه ی بی سرپرست به ظاهر مشروع روی دست سازمان های دولتی ماند ، کاسه ی گدایی دستشان می گیرند که آی مردم ! بیایید به این کودکان بی سرپرست ، مادر و پدر دبیرستانی و محصل کمک کنید !

یا شاید هم امکانات سقط جنین و روش های جلوگیری از بارداری مدرن را عرضه نمایند تا از آنچه مادران محروم بودند ، نسل امروزی ها بتوانند استفاده کنند !

بگذریم از افزایش بیماری های جنسی و جدال های خانوادگی و یقه کشی های دادگاهی ...

...

پی نوشت  : این طرح های پیشروانه ، آزادیخواهانه و جوان مدارانه در حالی بیان می شود که آموزش مخاطرات جنسی در کتاب های دبیرستانی ممنوع است و برخی مسئولان تصمیم دارند که کلاس های دانشگاه ها را هم زنانه - مردانه کنند . یعنی گفتگو و همکلاسی دختران و پسران دانشجو که چند سال پیشتر و در دبیرستان به عقد موقت و صیغه ی یکدیگر درآمده اند محل اشکال است . یعنی با یک " قبلت " نوجوانان دبیرستانی به یکدیگر محرم می شوند و در آغوش همدیگر تولید مثل می نمایند و فرزندان مشروع به وجود می آورند اما دانشگاهی ها نمی توانند با یکدیگر سلام و علیک نمایند ! یعنی در بدترین سن ، بیشترین امکان جنسی و آزادی برای نوجوانان فراهم می شود و در بهترین سنین انتخاب شریک زندگی ، دختران و پسران از همدیگر جدا می شوند . یعنی اینکه مشروع شدن ارتباطات جنسی با مجوز قشری خاص ، تمام مشکلات و عوارض روابط آزاد جنسی پیش از موعد را توجیه و رفع می نماید ...

یک صحنه ی خواستگاری : والا دخترمون سال اول دبیرستان با دوست پسرش صیغه شدن ، سال دوم کار و دانش بودن که بچه اش به سلامتی به دنیا اومد . سال سوم هم با یکی دیگه ازدواج موقت کرد اما به توافق نرسیدن و قبل از پایان مدت ، جدا شدن ! حالا اگر آقا پسرتون مایل نباشن ، ما حاضریم بچه را بزرگ کنیم !

شعار جدید جوانان مخالف اصلاحات : آزادی اندیشه بی سکس و بوس نمی شه !

یک سوال : مشخص نیست که آیا طراحان این گونه طرح ها ، واقعا به عواقب افکار و تصمیم هایشان فکر می کنند ؟ یا توان فکر کردن به بیش از آنچه می گویند را ندارند ؟

|+| نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه سوم آذر 1388 و ساعت  | 
کمیته ی ویژه

در کشورهای متمدن دنیا برای هر موضوع کوچک یا بزرگی کمیته ی ویژه تشکیل نمی دهند و اصولا به کمیته های ویژه نیازی ندارند ، دولت کار خودش را می کند ، دادگستری مستقل به وظایفش عمل می نماید و مجلس و پارلمان هم به همین ترتیب . در ایران بر عکس تمام دنیا است . همه ی نهادها دائم مشغول تشکیل کمیته و از نوع ویژه اش هستند . نوع سیاسی آن هم چند سالی ست که باب شده .

یکی از نکات حوادث چند ماهه ی اخیر این است که کمیته ی ویژه ی مجلس که نه تنها گزارشی به مردم نداده بلکه در مواقعی در موقعیت یکی از طرف های مدعی قرار گرفته ، حالا می خواهد فوت پزشک کهریزک را هم مورد بررسی قرار دهد .

یکی نیست که بگوید آقایان عزیز ! لطفا در مورد بازداشت ها ، برخوردها و ضرب و شتم های غیر مشکوک ۵ ماه گذشته ( از هر طرف که می خواهد باشد )  گزارشی به مردم ارائه فرمایید بعد در خصوص فوت مشکوک دکتر جوان تحقیق نمایید ! کم کم خیلی بهتر است ! عقل حکم می کند که پرونده ی ۵ ماهه زودتر بررسی و اعلام نتیجه شود تا پرونده ی ۵ روزه ! هر وقت ۵ برگ گزارش از ۵ ماه فعالیتتان تهیه کردید ، بروید و قتل مشکوک کندی ، شرایط نگهداری اوجلان ، زندان های مخوف سیا و ترور بوتو را هم بررسی نمایید ! بخیل که نیستیم . این مملکت هم که تا دلتان بخواهد حادثه دارد . رویدادهای چند سال گذشته اش هم هنوز بررسی نشده چه برسد به این حادثه ی جدید جوان ناکام !

|+| نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 و ساعت  | 
دیرهنگام

محمود هاشمی شاهرودی رییس پیشین قوه ی قضاییه گفت : با حبس انفرادی مخالفم .

یک سوال : چرا هر کسی که از قدرت کنار می رود ، روشنفکر تر و آزادی خواه تر و انتقادی تر می شود ؟ یعنی این مخالفت در دوران ریاست بر دستگاه قضا نمی توانست ابراز شود ؟

|+| نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 و ساعت  | 
اصولگرا شدن یک اصلاح طلب

یک اصلاح طلب جنبش سبزی که از فریب خوردگی اش خسته می شود ، تصمیم می گیرد در افکارش تجدید نظر کند و با بررسی نظرات دولتیان و نزدیکانشان ، به عنوان " اصولگرا " ملقب و مفتخر گردد .

روزنامه ی دولت را روی دکه روزنامه فروشی نگاه می کند . نه بابا ! شاید اشتباه شده ! آخرین گزارش البرادعی که به نفع ایران نیست ، یعنی با پایان یافتن جنجال هسته ای و سایت فردو ، کل قضیه ختم به خیر می شود ؟ مقامات آمریکایی برداشتشان غیر از این است !

به سراغ صفحه ی دوم اصولگراترین اصولگرایان می رود . فرمان می رسد که کل مخالفان ، معترضان و دگر اندیشان عامل دست آمریکا و استکبار جهانی هستند و تنها برگزیدگان خداوند ، اصولگرایانند .

سایت ها را چک می کند . هنوز خاطره ی ممنوع التصویر شدن طرفداران اصلاح طلبان از ذهنش پاک نشده که متوجه می شود ، جمع زیادی از خوانندگان مرده و زنده در صدا و سیما ممنوع الصدا شده اند . چه خبر خوبی !

یکی ، دو تا صفحه ی دیگر باز می کند و به این خبر می رسد که موسوی و کروبی مفسد فی الارض اعلام شدند . یعنی مراجع مختلفی نظیر شورای نگهبان که عالم غیب اند ، نمی دانستند که اینها مفسد هستند و صلاحیتشان را برای ریاست جمهوری تایید کرده اند ؟ این هم از جرم جدید انقلابیون پر و پا قرص و نزدیکان آیت الله خمینی . شاید هم آنها را همچون امتحان الهی ، امتحان انقلابی کرده باشند !

دنیا پیش چشمش تار می شود . سری به زیر می اندازد و شرمنده به افکار پوسیده ی خودش می گرید . آهسته زمزمه می کند : خدایا ! این اصولگرایان صادق و راستگو چقدر مهرورزند که عوامل استکبار را آزاد گذاشته اند ، مفسدان فی الارض را اعدام نمی نمایند ، سرب مذاب در حلقوم خواننده ها نمی ریزند و چهره ی هنرمندان را با اسید شستشو نمی دهند . پروردگارا ! نزد اصولگرایان شفاعتم کن . من از این دم یک اصولگرای مهرورز می شوم ! مرا به جمع انسان های خاص و برگزیده ات رهنمون فرما ! آمین یا رب العالمین !

|+| نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 و ساعت  | 
سردرگمی

اول - عسگر اولادی می گوید  : موسوي خيال مي کند جريان سبز را او رهبري مي کند و کروبي نيز در آرزوهاي خودش به سر مي برد ولي غافل از واقعيت هايي است که در خارج از ذهن او مي گذرد . افرادي که در روز قدس و 13 آبان به 2 يا 3خيابان آمدند آرمان ها و اهداف نظام و امام (ره) را هدف قرار داده اند اصلا کاري به اين حرف ها نداشته و ندارند . به طور قطع منافقين ، سلطنت طلب ها و مارکسيست ها از کارگردانان اصلي اين اغتشاشات هستند و مردم در دهه اول انقلاب از آنها عبور کرده اند و ديگر به عقب برنمي گردند . 

دوم - صفار هرندی می گوید : من به این نتیجه نرسیده ام كه موسوی و كروبی از ابتدا به دنبال غرب و آمریكا بوده اند . آمریكا از سال ها پیش برنامه ریزی كرده تا امروز تهدید نرم او تبدیل به نبرد نرم شود و سرشاخه داشته است. ولی اعتقاد ندارم موسوی سرشاخه آنها است زیرا خود آمریكایی ها نیز می گویند ما موسوی را اتفاقی پیدا كردیم از سویی دیگر فضای انتخابات بهترین فرصت برای انجام حركت هایی به نفع بقایای جنبش اصلاحات بود.

سوم - سایت الف متعلق به احمد توکلی نیز موسوی را به بازگشت به نظام دعوت می کند و می نویسد : در ماجراهایی که (در روز قدس، 13 آبان و...) گذشت ، به‌ همت آقای میرحسین موسوی ( و هم‌قطاران‌ایشان آقایان سیدمحمد خاتمی، مهدی کروبی و چند چهره‌ دیگر ) میراث‌های بزرگ و جاودانه حضرت‌ روح‌الله ، مبدل به ‌صحنه عقده‌گشایی‌ها و تظاهرهای ضددینی و ضدانقلابی شد . 

چهارم - ترقی هم گفت : در اوایل کار آقای میرحسین موسوی رهبری جریان موسوم به سبز را بر عهده داشت اما هرچه پیش رفت موسوی جایگاه خود را از دست داد و سایت ها و رادیو و تلویزیون های متعلق به سازمان " سیا " رهبری این جریان را بر عهده گرفته اند و اکنون این جریان هیچ توجهی به سفارشات موسوی در خصوص شعارها و نوع فعالیت ندارد .

مشخص نیست که بالاخره موسوی و کروبی رهبر جنبش سبز هستند یا نه ؟ اگر هستند ، پس دبیر کل سابق موتله و وزیر پیشین ارشاد چه می گویند ؟ اگر نیستند ، سایت رییس پژوهش های مجلس چرا اتفاقات حوادث روزهای حضور سبزها را به گردن موسوی و کروبی می اندازد ؟ اگر اینها درست می گویند ، ترقی چه می گوید ؟

یک سال است که اصولگرایان تمام ابزارهای رسانه ای تحت اختیارشان را بسیج کرده اند که هیچ اصلاح طلبی به حلقه ی قدرت راه نیابد ، بیشتر رسانه های تاثر گذار غیر همفکرانشان را توقیف و فیلتر کرده اند و تمامی نهادهای اطلاعاتی و امنیتی را در اختیار دارند ، با این همه تمکانات برای خودی ها و محدودیت برای دیگران ، حتی یک روز نمی توانند تحلیلی یکسان از اوضاع جنبش اعتراضی و نسبت آنها با داخلی ها و خارجی ها ارائه نمایند . حال چگونه می توانند اصلاح طلبان و جنبش سبزی ها را از فریب خوردگی نجات دهند و به سوی خود جذب نمایند ؟ شاید بهتر باشد که قبل از تحلیل حال و روز موسوی و کروبی و خاتمی و نسبت آنها با آمریکا و سلطنت طلبان ، بیاناتشان را مانند بسیاری کارهای دیگرشان با یکدیگر هماهنگ نمایند تا قابل قبول تر به نظر برسد . رهبران جناحی که که پس از ۵ ماه ، ندانند مخالفانش به چه می اندیشند ، پایگاه اجتماعی شان کجاست و علت اعتراضشان چیست ، روزی به خود می آیند که بسیار دیر است .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 و ساعت  | 
بحران ریزش مخاطب

از سال ها پیش روند گرایش مردم به برنامه های ماهواره رو به فرونی ست . عملکرد جانبدارانه ی صدا و سیما از سال های گذشته و به ویژه ماه های منتهی به انتخابات خرداد ۸۸ بر کسی پوشیده نیست . شاید برگزاری دیرهنگام مناظره ها و برنامه های تبلیغاتی کاندیداهای ریاست جمهوری از رادیو و تلویزیون توانست اندکی از نگاه منفی مخاطبان غیر همفکر با مسئولان رسانه ی رسمی حاکمیت را کم کند اما پخش برنامه های تبلیغاتی محمود احمدی نژاد و مخصوصا اختصاص وقت اضافی ، فضای بی اعتمادی جدیدی را پدید آورد .

بروز اعتراضات گسترده ی پس از انتخابات و پشتیبانی رسانه ی رسمی از مواضع اصولگرایان ، موجب شد تا حتی مخاطبان به نسبت غیر سیاسی تر صدا و سیما هم ریزش کنند . آیا حضور و اعتراض میلیون ها نفر در خیابان های تهران ارزش خبری انعکاس در ده ها شبکه ی دیداری و شنیداری حاکمیت را نداشت ؟ آیا مردم می توانند سوال کنند که وقتی خبر راهپیمایی چند صد نفر در اعتراض به عملکرد سران برخی کشورها با آب و تاب گزارش می شود ، چگونه خبرهای اعتراض میلیونی مردم بازتاب نمی یابد ؟ چگونه است که فیلم کتک خوردن یک سیاهپوست آمریکایی ده ها مرتبه پخش می شود و نسبت به حوادث خیابان های تهران بی توجهی می گردد ؟

اگر این حوادث ۵۰ سال پیشتر اتفاق می افتاد و گزینه ی اطلاع رسانی دیگری برای مردم وجود نداشت ، شاید رفتارهای غیر متعارف مسئولان عادی جلوه می کرد . اما در دنیایی که هر فرد می تواند هزاران شبکه ی دیداری و شنیداری ماهواره ای ، کابلی ، اینترنتی و ... را دریافت کند ، مشخص نیست که تصمیم گیرندگان تنها رسانه ی قابل اتکای حاکمیت در کدام فضا سیر می کنند که رفتارهایی اینگونه دارند ؟

چه انتخابات را سالم بدانیم چه ناسالم ، یک امر بدیهی وجود دارد که جناح حاکم و به ویژه رسانه ی انحصاری اش نتوانست مردم را برای پذیرش نتیجه ی انتخابات اقناع کند . عملکرد یکسویه ی رسانه ی مایل به جریان اصولگرای دولتی ، علتی ست بر بخش عمده ای از حوادث پس از انتخابات زیرا پیش از انتخابات آنقدر جانبدارانه برخورد و به غیر اصولگرایان حمله کرد که جایی برای اعتماد و پذیرش برنده ی احتمالی انتخابات باقی نمی گذاشت .

گویا موج پدیده های پس از انتخابات روز به روز ابعاد جدید تری به خود می گیرد . از تحریم محصولات تبلیغی در صدا و سیما تا اسکناس نویسی  ، و از دعوت به تجمعات در شبکه های اجتماعی تا ریزش حیرت آور مخاطبان رسانه ی رسمی حاکمیت ...

از انتخابات بگذریم ، که از اینگونه حوادث در همه جای دنیا اتفاق می افتد و ایران نه اولین است نه آخرین . اما آیا مسئولان کشور و صدا و سیما تا کنون به این اندیشیده اند که اگر به این کشور حمله شود ، تحریم ها گسترده تر گردد یا بلایای طبیعی سنگینی اتفاق بیفتد ، کدام رسانه ی رابط ، تاثیر گذار و اقناع کننده ی برای شکل دهی و جهت دهی به افکار عمومی در اختیار حکومت قرار دارد ؟

بی توجهی مردم به رسانه ی رسمی نظام تنها به دولت و مجموعه ی حاکمان لطمه نمی زند ، بلکه تهدید کننده ی امنیت ملی ایران در منطقه ای بحران خیز است که هر روزش حادثه ای جدید در پی دارد . در کشورهای دیگر که در دائما ، اخبار  همه ی افراد و احزاب را پوشش می دهند ، از روی عشق و حب و گرایش های سیاسی نیست ؛ بلکه الزام است . که اگر مخاطب نسبت به رسانه ای بی اعتماد شود ، بی تردید به رسانه ی دیگری روی می آورد .

برای کنکاش در واکنش مردم نسبت به رسانه ی ملی نیازی نیست به اخبار محرمانه و مصاحبه ی مسئولان توجه زیادی شود . در گفتگوهای سیاسی ، بسیاری از مردم به منابع خبری برون مرزی و به ویژه ماهواره ای استناد می کنند و بشقاب های آشکار و پنهان شده ی فراز بام ها شاهدی بر افول اقبال به رسانه ای که هزاران میلیارد بودجه در اختیار دارد اما تنگ نظری ها باعث قهر مخاطبانش می شود . شاید در آینده ای نه چندان دور پدیده ی دفع مخاطب توسط صدا و سیما بحرانی سنگین تر از حوادث پس از انتخابات به وجود بیاورد و پیام مسئولان کشور با هزینه های سرسام آور برای جامعه ای پخش شود که مخاطب زیادی در آن نمانده باشد .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 و ساعت  | 
سبزهای متضاد

چندی ست منتقدان وضع موجود را به مصادره ی رنگ سبز متهم می کنند و تشکیلات سبز دیگری راه انداخته اند و جنبش راه سبز امید را به سبز اموی نسبت می دهند . به راستی مصادره ی چه چیزی ؟ یک رنگ ؟ آیا رنگ می تواند مقدس باشد و مانند دین به آن توجه شود ؟ رابطه ی میان سبز و امویان چیست ؟ ...

ماجرای رنگ سبز از این قرار است که در سال 201 حسن بن سهل نامه ای به عیسی حاکم بغداد نوشت و به او خبر داد که مامون ، علی بن موسی را به علت پرهیزکاری و دانایی و رضای آل علی ولیعهد خود کرده و دستور داد لباس سیاه را کنار بگذارند و با وی بیعت کنند و قباها و کلاه های سبز بپوشند .

بنابراین رنگ سبز نه در دوران پیامبر اسلام معنای خاصی داشته و نه تا ۲ قرن پس از آن ، و آشکارتر است که هیچ نسبتی میان سبز پوشان شیعی با بنی امیه وجود ندارد ، که امویان در سال ۱۳۲ هجری قمری یعنی قریب ۷ دهه پیش از پیام حسن بن سهل برای حاکم بغداد منقرض شده بودند . راستی کدام یک از امویان سبز پوش بوده اند و به نزدیکی با خاندان علی تظاهر می کرده اند ؟

قطعا استفاده از رنگ سبز ، تمایزی میان شیعیان و خلفای ضد شیعی به وجود می آورده و در طول قرن های پس از آن به مانند بسیاری مقوله های عادی ، مقدس شده که هیچ دلیل عقلی و شرعی برای آن وجود ندارد .

اگر استفاده از رنگ سبز در جنبش آزادی خواهی ایرانیان مصادره و سوء استفاده تعبیر شود ، مقولات دیگری وجود دارد که می تواند بسیار بیشتر به سوء استفاده تعبیر شود ، مانند لباس فلان قشر ، استفاده از پرچم کشوردر ستاد انتخاباتی و ...

قطعا مشکل عده ای با ربط دادن " سبز " و " علوی " و " اموی "  و نسبت دادن خوبی ها به خود و بدی ها به دیگران حل نخواهد شد ، که اگر جنبش دموکراتیک مردم ایران هر رنگ و سبکی را برگزیند ، مدافعان وضع موجود ریشه ای دینی یا سنتی برای آن دست و پا می کنند ، یا آن را مصادره شده می خوانند و یا مصادره اش می کنند .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه بیستم آبان 1388 و ساعت  | 
درخواست عاجزانه

لطفا یکی به داد کروبی و صفار هرندی برسد ! دانشجویان از همه جا مانده از همه جا رانده و دوست داران ستاره دار شدن ، وقتی دستشان به هیچ جایی نمی رسد ، صفار هرندی وزیر سابق ارشاد را که خود با احمدی نژاد درگیر شده بود ، تنها گیر می آورند و شعار می دهند و کفش می پرانند . اصولگرایان عزیز هم منتظرند که ببینند چه وقت کروبی از خانه برون می رود تا حسابی مشت و مالش دهند !

یعنی در این جناحین (!) سیاسی کشور هیچ کس دیگری پیدا نمی شود که پا پیش بگذارد و چهار تا فحش و هفت ، هشت تا مشت و لگد بخورد ؟ از احزاب و شخصیت های درون نظام درخواست می شود جانب عدالت و انصاف را از دست ندهند و نفرات جدیدی را برای فحش و کتک خوردن به دانشگاه ها و خیابان ها بفرستند .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه هجدهم آبان 1388 و ساعت  | 
دولت خدمتگذار تشکر تشکر
تبریک ! تبریک ! تبریک !

یکی دیگر از قله های پیشرفت و تعالی ملت ایران توسط دولت اصولگرا فتح شد . ایران در میان ۹۱ کشور در حال توسعه و توسعه نیافته ، مقام اول فرار مغزها یا مهاجرت نخبگان را کسب کرد .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه هجدهم آبان 1388 و ساعت  | 
زمان پاسخگویی هم فرا می رسد

دولت از مجلس برای اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها اختیار تام گرفت . بنابراین ده ها هزار میلیارد تومان به حسابی واریز می شود که هیچ نظارتی بر آن نیست . قطعا در دوره های مختلف مجلس ایران این نوع قانونگذاری ، سلب مسئولیت مجلس و اعطای اختیارات گسترده بی نظیر است و  این بی کفایتی به نام مجلس هشتم اصولگرا در تاریخ ثبت خواهد شد . اما دولت اصولگرا ، بیش از آنچه می خواست به دست آورد زیرا هرگز گمان نمی کرد که مجلس به این سادگی تسلیم شود . از مجلس همه چیز را گرفت و از حالا باید به فکر فرافکنی مشکلات حذف یارانه ها باشد .

اصولگرایان در بزنگاهی بی سابقه قرار گرفته اند . نه مجلس می تواند مشکلات اجرای طرح را به گردن دولت بیندازد و از مسئولیت خود شانه خالی کند و نه دولت می تواند مجلس را به عدم همکاری متهم نماید . قانون هدفمند کردن یارانه ها با رضایت اکثریت و سکوت اقلیت اصولگرایان و مدافعانشان تصویب شد و از زمان اجرا هیچ فرد و مقامی نمی تواند از مسئولیت این قانون بی قانون فرار نماید . همه مسئولند و باید پاسخگو باشند .

قیمت نفت چندین برابر زمان شاه و جنگ و سازندگی و اصلاحات است . انواع مالیات های مستقیم و غیر مستقیم و ارزش افزوده چند صد برابر دوره های مشابه است . عایدات واردات بی رویه هر روز دولت را پولدارتر کرده و در آینده ای نزدیک سوبسیدها و کمک های اقتصادی آشکار و پنهان دولت به عامه ی مردم به صفر خواهد رسید . آیا می توانند با این جیب پر پول رفاه را برای مردم به ارمغان بیاورند ؟

|+| نوشته شده توسط مهرداد در یکشنبه هفدهم آبان 1388 و ساعت  | 
رفع ریشه ای جرائم

سردار اصغر جعفری رئيس پليس آگاهي نيروي انتظامي با اشاره به اينكه قانون مجازات اسلامي كه مهمترين آن قطع يد است ، اعمال و اجرا نمي‌شود ، گفت : حتي در مواردي كه سرقت محرز و با شرايطي كه در قانون آمده منطبق است ، اين حد اجرا نمي‌شود . اجرا نكردن اين حدود بزرگرترين منشاء ريشه‌كن نشدن جرائم در كشور است . حدود دو سال پيش مسؤولان قوه قضائيه اعلام كردند ، براي اجراي حد مشكل دارند كه پليس آمادگي خود را براي فراهم كردن امكانات اجرا حد اعلام كرد . اگر حدود الهي در كشور اجرا شود بيش از 90 درصد جرائمي كه در حوزه سرقت اتفاق مي‌افتد ديگر رخ نخواهد داد و اين به نفع مردم ، امنيت كشور و اعتبار جمهوري اسلامي ايران است .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در یکشنبه هفدهم آبان 1388 و ساعت  | 
قانون گریزی مجریان قانون

یکی از مشکلات ایران این است که همه چیزش به تعبیر و تفسیر افراد از قانون ربط دارد . یکی بی دلیل می گیرد ، دیگری بی علت ول می کند . این می زند ، آن رافت می کند . همه هم به قانون بر آمده از دین استناد می کنند . آیا امکان دارد که قانون و شرع این قدر کشدار باشد که همه کاری بتوان با آن انجام داد و مغایرتی پیش نیاید ؟  

وزارت ارشاد روزنامه ی سرمایه را به علت مشکلی که از روز اول انتشارش داشته ، بعداز سال ها لغو امتیاز کرد . چند نفر اعتراض کردند که اگر این ایراد وجود داشته چرا تا کنون توقیف و لغو امتیاز نشده بود ؟ که جوابی ندادند . حالا رییس دولت به توقیف روزنامه گله مند است و دستور داده که دوباره منتشر گردد .

اگر تصمیم وزارت ارشاد قانونی بوده در نتیجه گلایه و دستور رییس دولت غیر قانونی ست و اگر توقیف سرمایه غیر قانونی بوده چرا احمدی نژاد با مسئولان وزارت ارشاد برخورد نمی کند ؟ لابد همه باید خوشحال باشند که رییس دولت طرفدار تضارب آرا و افکار است !

...

پی نوشت : از روزنامه های توقیف موقت شده و سایت های فیلتر شده چه خبر ؟

|+| نوشته شده توسط مهرداد در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت  | 
خیابان های فنری
سردار رجب زاده فرمانده انتظامی تهران بزرگ گفت : با اقدامات خنثي سازي پليس تعداد تجمع‌کنندگان غيرقانوني در روز 13 آبان کمتر از چهار هزار نفر بود که اين افراد نيز در کنترل کامل پليس بودند .

...

یک محاسبه : خیابان های شمالی میدان ۷ تیر و کریمخان شامل مفتح ، جم ، قائم مقام ، مشاهیر ، سناعی ، میرزای شیرازی ، حافظ و سایر خیابان های کوچک ، طولی بیش از ۱۰ کیلومتر دارند . اگر عرض متوسط این خیابان ها حدود ۳۰ متر باشد ، مساحتی بیش از ۳۰۰ هزار متر مربع محدوده ی حضور و گریز سبزها بوده است . اگر اطلاعات سردار رجب زاده صحیح باشد ، یعنی هر اغتشاشگر و فریب خورده (!) در مساحتی حدود ۱۰۰ متر مربع جولان می داده که به معنای تردد و تراکم جمعیتی به مراتب کمتر از ساعت ۱۲-۱۱ شب است !

از آن طرف ، اگر در تجمع های قانونی و غیرقانونی در هر متر مربع ۲ نفر حضور داشته باشند ، ۴ هزار نفر مساحتی حدود ۲۰۰۰ متر مربع را اشغال می کنند و با عرض ۳۰ متر ، طولی کمتر از ۷۰ متر انتهای جمعیت خواهد بود . یعنی از میدان ۷ تیر تا ایستگاه اتوبوس ابتدای خیابان قائم مقام !

یک نتیجه ی عجیب : طبق این اطلاعات ، حتما خیابان ها دارای خاصیت کشسانی هستند . اگر تجمع این طرفی ها باشد در حداقل طول خواهند بود و در راهپیمایی آن طرفی ها در حداکثر طول . روزی با ۴ هزار نفر پر می شوند و روز دیگر جمعیتی میلیونی را در خود جای می دهند !

یک نکته : برآورد تجمع غیرقانونی ۴ هزار نفری در حالی بیان می شود که ۳ روز پس از ۱۳ آبان ، هنوز آماری از تعداد بازداشت شدگان وجود ندارد .

یک آمار دیگر : سید احمد خاتمی در خطبه های نماز جمعه ی تهران ، تعداد فریب خوردگان را ۲ هزار نفر اعلام کرد که ۱۰۰ درصد با اطلاعات سردار رجب زاده اختلاف دارد .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت  | 
نتیجه ی فشار

دو ، سه هفته پیش در ترافیک شامگاهی گیر کرده بودم و غرق افکار خودم بودم . سرنشینان سایر خوروها را نگاه می کردم بدون اینکه اصلا متوجه باشم که چه می بینم ؟ نمی دانم نیم ساعت بود یا کمتر و بیشتر ؟ یک دفعه انگار چیز عجیبی دیده باشم ، به خود آمدم و خیره شدم . راستی این راننده بغلی چرا به موهاش تل زده ؟ به این ها هم می گویند مرد ؟! خوب که دقت کردم متوجه شدم که دختری ست جوان و خواسته یا ناخواسته روسری از سرش افتاده . خوب به من چه ؟ مثل بعضی ها که نیستم که با دیدن چهار تار مو به اوضاع تولید مثل می افتند و آب از لب و لوچه شان راه می گیرد .

به فاصله ی چند روز با مورد مشابهی برخورد کردم و رو برگرداندم ، نه از ترس وسوسه های شیطان ، که برای راحتی آن خانم . اما جالب اینکه باز هم دیدم و دیدم ، شاید هفت یا هشت نفر را که اینگونه رانندگی می کنند .

یاد سال گذشته افتادم که دختران برای درگیر نشدن با گشت های ارشاد ، از میدان ها عبور نمی کردند و برای گذر ، از سایر معابر می رفتند . آیا همه ی فشارها اینگونه نتیجه ی معکوس دارد ؟

|+| نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 و ساعت  | 
تغییر شغل

امروز وانتی نزدیک خانه مان که همیشه طالبی و هنوانه و انار می فروخت را ندیدم . اما به جایش جوانی چند چماق خوش تراش نو را جلوی ماشین ها می گرفت که بفروشد . او هم اوضاع را درک کرده ، که به جای میوه به چماق فروشی رو آورده .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 و ساعت  | 
شعر " سبز " خسرو گلسرخی

ای کاش
هزار تیغ برهنه
بر اندوه تو می نشست
تا بتوانم
بشارت روشنی فردا را
بر فراز پلک هایت
نگاه کنم
اینک
صدای آن یار بی دریغ
گل می کند در سبزترین سکوت
و گلهای هرزه را
در بارش مداوم خویش
درو می کند
جنگل
در اندیشه های سبز تو
جاری ست

|+| نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت  | 
دوگانگی ها در مراسم 13 آبان

طی روزهای اخبر مراجع رسمی دولتی بیانیه هایی صادر و از مردم دعوت کرده اند که در راهپیمایی روز ۱۳ آبان حضور یابند اما با شرط پرهیز از سر دادن شعارهای متضاد با خواسته حاکمیت . از طرف دیگر این گونه القا می کنند که دوگانگی در مراسمی همچون " روز قدس " و " ۱۳ آبان " تضعیف کننده ی منافع ملی ست و به صلاح نیست . اما نهادهای رسمی نکته ای مهم را در تحلیل ها و تبلیغاتشان فراموش می کنند یا بیان نمی نمایند و آن این است که از فردای ۱۳ آبان ۵۸ - بلکه پیش از آن - در موضع گیری ها و مراسم جناح های درونی جمهوری اسلامی دوگانگی وجود داشته و تصمیم اخیر معترضان برای شرکت در مراسم این روز پدیده ای جدید نیست .

تصرف سفارت آمریکا توسط دانشجویان چپ پیرو خط امام انجام شد که موسوی جوان هم به آنها نزدیک بود . شایع است که برخی سران جناح راست حکومت ، با اشغال سفارت آمریکا مخالف بوده اند و یکی از روحانیان با نفوذ ، نماز خواندن در محل سفارت را به علت غصبی بودن زمین سفارت ، حرام اعلام کرده بود . حتی می گویند که برخی از دانشجویان مانند محمود احمدی نژاد هم با حمله به سفارت آمریکا مخالف بوده اند و به جای آن تصرف سفارت شوروی را توصیه می کرده اند . که البته هیچ کدام نه تایید شده نه تکذیب .

دولت مستعجل مهندس بازرگان با تصرف سفارت و حوادث پس از آن سقوط کرد و دولت های بنی صدر و رجایی ، درگیر مسائل جنگ و بحران های داخلی ، با فرار یکی و کشته شدن دیگری به سرعت به پایان رسید . بنابراین اولین دولت پایدار سال های پس از انقلاب به موسوی رسید و دوگانگی تفکرات راست و چپ حاکمیت جمهوری اسلامی وارد مرحله ی جدیدی شد . در آن سال ها چپ های ضد آمریکا ، دلخوش به نخست وزیری موسوی و حاکم بر مجلس سوم ، سران متنفذ و مقتدر راست را به چالش می کشیدند . سران اشغال کننده ی سفارت آمریکا تکریم می شدند و مخالفان ، به ظاهر با شعارهای ضد آمریکایی دولت موافق بودند اما در باطن نظر دیگری داشتند . که اگر مخالفتشان را انکار کنند ، نمی توانند برگزاری مراسم جدای از دولتیان را برای " ۱۳ آبان " منکر شوند . چپ ها صبح به خیابان می آمدند و راست ها عصر ، و در سال های بحرانی جنگ ، هیچ مقام و فردی ادعا نمی کرد که برگزاری دو مراسم ، انحراف از مبانی نظام است . هیچ کدام از دولتیان و نزدیکان به آنها هم نه برگزار کنندگان مراسم عصر را براندازانه تلقی می کردند و نه شرکت کنندگان را تهدید به برخورد . دولت های سازندگی و اصلاحات هم روال گذشته را پیش بردند و زمانی را به راست های مقتدر اختصاص دادند و آب از آب تکان نخورد .

پس از انتخابات ریاست جمهوری ، درخواست های مکرر معترضان برای برپایی تظاهراتی قانونی بی پاسخ ماند و آنان به ناچار برنامه ی راهپیمایی ها را به  مراسم رسمی حاکمیت منتقل کردند که در سایه ی امنیت به وجود آمده ، شعارهایشان را مطرح کنند . و اینک نهادهای قانونی ، غیر همفکران را خطاب قرار می دهند که این شعار را فریاد زنید ! آن شعر را نخوانید ! سبز نیایید ! فلانی حق شرکت در راهپیمایی ندارد ! ...

مناسبت و مراسم " ۱۳ آبان " از ابتدا تا کنون چالش برانگیز بوده . روزی " دانشجویان پیرو خط امام " حاکم بودند ، زمانی سکوت کردند ، چند سالی با عنوان " اصلاح طلب " به صحنه بازگشتند و ماه هایی ست با اتهام هایی سنگین در بازداشتند . راست های مخالف سال های جنگ ، بر دولت های پس از امام فشارها را روز افزون کردند تا در دولت و مجلس اصولگرا ، سردمدار مبارزه ی با آمریکا شوند . وقتی یکی از مراسم روز " ۱۳ آبان " از طرف حاکمیت حذف می شود ، جای تعجب نیست که در یک روز هر گروهی شعار خود را مطرح کند . تضاد اندیشه ها در قبال مناسبت و مراسم این روز به حدی ست که یافتن " ۱۳ آبانی " هم شکل و با یک محتوا غیر ممکن است . در " ۱۳ آبان ۸۸ " هم بیمی نیست که سبزهای جنبشی ، در کنار سبزهای خاکی ، آرام و با وقار به خیابان ها بیایند و متواضعانه سکوت را فریاد زنند .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت  | 
نکوهش فعل شرعی و قانونی

صفارهرندی وزیر سابق ارشاد در پاسخ به شعار " ننگ ما ننگ ما وزیر ارشاد ما " گفت : حق با شماست، وزیر ارشاد شما اكنون در خارج از كشور است و تعداد همسرانی كه اختیار كرده مایه شرم وی شده و این وزیر ارشاد دولت اصلاحات از ترس همسران خود به خارج از كشور پناه برده است .

...

یک نکته : صفار هرندی ، در حالی وزیر اسبق ارشاد را به سبب تعدد زوجات نکوهش می کند ، که این مهم نه تنها در شرع اسلام و قوانین وضع شده ی ایران مذموم نیست بلکه یکی از حقوق مسلم مردان است . اگر تعدد زوجات نکوهیده است ، بدون استثنا و برای هیچ مردی روا نیست ، و اگر بدون ایراد است ، میان وزیر و وکیل دوم خردادی و اصولگرا و متشرع و غیر دینی فرقی نیست .

یک یادآوری : مگر در لایحه ی تحکیم خانواده ی دولت اصولگرا ، شرایط برای ازدواج های مکرر مردان آسانتر نشده بود ؟ دولت و مدافعان لایحه در دفاع از مفاد آن ، به شرعی بودن تعدد زوجات استناد می کردند و هر نوع محدودیت برای مردان را خلاف شرع می دانستند . در آن زمان جناب صفار هرندی وزیر ارشاد بودند .

|+| نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت  | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar