![]() |
![]() |
|
|
آزادی پهنه ی کشف ذات وجود هاست . وقتی آزادند هر رفتاری انجام دهند ، درون مایه های وجودشان را به آسانی آشکار می کنند . پایان راه زیباست . جمعی ماهیت پلیدشان را نمایان می کنند و عده ای روح بزرگشان را بر قله های انسانیت پایدار می سازند . آزادی غایتی است بزرگ ، اما می تواند روشی برای شناخت افراد هم باشد . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
محمد علی آبادی معاون رییس جمهور و رییس سازمان تربیت بدنی به مزاح یا با منظور شعار " استقلال ، پیروزی ، جمهوری اسلامی " را جایگزین " استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی " کرده است . البته مشخص است که تمام شعارها ، قوانین و هدف های هر نظامی می تواند تغییر کند . اما آیا افراد دیگری هم می توانند شعار " استقلال ، آزادی ، جمهوری دموکراتیک " را مطرح کنند و تبعاتش دامنگیرشان نشود ؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
بعضی افراد تمام محاسبات منطقی ات را با تصمیمی نابخردانه به هم می ریزند و برخی ، غفلت هایت را با درایت به آگاهی تبدیل می کنند . گاه خود را بازیچه ی نابخردان می کنی و دیر زمانی چشمانت را بر مدبران زندگیت می بندی . چشم بگشا ! تا به پایان نرسیده ای ... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
خوش به حال آنانکه بهانه ی وصل و فصلشان دو قران پول است ! آنان آشکارترین شاخص دارایی هر فرد را ملاک قرار می دهند و آسوده تصمیم می گیرند . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
تازه امروز متوجه شدم که این رسانه های جمعی و روزنامه نگاران چقدر دروغ می گویند . اصلا در مورد " آوردن نفت بر سر سفره های مردم " وعده ای داده نشده بود ، من غافل تصور می کردم ، یکی از شعارهای انتخاباتی رییس جمهور بوده است . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
مملکت جالبی داریم . با لقب ها افراد را به اوج افتخار می رسانیم و به ذلت می نشانیم . به چند مربی ورزشی لقب " سلطان " و " امپراطور " و " ژنرال " و " شهریار " می دهیم و فردی دیگر را " کراکی " می خوانیم . امروز در بازی نهایی لیگ برتر اتفاق جالبی افتاد . سلطان علی پروین و امپراطور افشین قطبی در یک زمان در ورزشگاه آزادی بودند ! در کجای دنیا سلطان و امپراطور در یک زمان و در مکانی واحد در کنار هم حضور دارند ؟! فقط در ایران ! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
بیش از 40 هزار میلیارد ریال از اوراق مشارکت خریداری شده توسط مردم ، به بانک ها بازگردانده شده است . رقمی بیش از ۴.۳ میلیارد دلار می تواند تورم جدیدی را در اقتصاد کشور به وجود بیاورد و اندکی از این سرمایه های سرگردان بخش بزرگی از اقتصاد را متاثر خواهد کرد .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
امروز یکی از دوستان زنگ زد و گلایه کرد که چرا تولدش را تبریک نگفتم ؟ چه دل خوشی ! من حتی زمان مرگ خودم را هم فراموش کرده ام ، چه برسد به تولد دوستان ! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
بعد از برکناری شیبانی و جایگزینی مظاهری در بانک مرکزی ، انتظار می رفت که اختلاف نظر رییس جمهور و رییس کل بانک مرکزی برطرف گردد . اما مخالفت مظاهری با کاهش دستوری سود بانکی از شروع اختلافات جدید مقامات مهم دولتی خبر می دهد . اقتصاد کشور به گونه ای اداره می شود که متولیانش توان رفع اختلاف ها را ندارند ، حال چگونه می توانیم انتظار داشته باشیم که مشکلات اقتصادی رفع گردد ؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
صبح زود تلفنم زنگ زد . صدایی ضعیف از رفتنش خبر داد . آنانکه در زندگی تنهایش گذاشته بودند ، بر سر می کوبیدند و ضجه می زدند ، اما دوست مهربانش ، سکوت کرده بود . او می دانست که کاوه با رفتن خودخواسته اش آرام گرفته و راحت شده . او می دانست که روح عزیز از دست رفته اش از این جماعت متظاهر گریان ، ناآرام است . او می خواست آخرین وصیت کاوه را انجام دهد ... باید غروب به مزارش برویم ... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
جاتون خالی ! جمعه رفته بودیم نمایشگاه کتاب ، شلوغ بود و دوستداران کتاب و کتابخوانی در محوطه لم داده بودند و ساندویچ نوش جان می کردند ... سیزده نوروز ، پارک چیتگر و تاب ... من نمی دونم ، کدوم شیر پاک خورده ای می گه که سرانه ی کتابخوانی در ایران دو دقیقه است ؟ این استقبالی که من دیدم ؛ امکان نداره که مطالعه ی مردم کمتر از ۱۵ ساعت در روز باشه ! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
دیشب تا صبح گریه کرد . مادرش در آغوشش گرفته بود و برایش لالایی می گفت . قرار نمی گرفت. انگار نه مادری می شناخت نه پدری ! وقتی از اتاق بیرون رفتم ، نفس راحتی کشید و خوابید . راز آرامشش را فهمیدم . من نادان ، می پنداشتم که سرود تدبیرم شنیدنی ست ، اما او کودک بود و نیازمند زمزمه های آرام بخش و فریبنده ی مادر ... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
همچون بلور فروشان ، با تلنگر بر وجودم می زد تا ببیند ترک دارم یا نه ؟ ترک نداشتم ، اما تلنگرهایش آنچنان محکم بود که مرا شکست ! چون قوری شکسته ، به دست چینی بند زنی افتاده ام که هر قسمتم را از کناری می جوید . |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
افزایش قیمت سیمان نه تنها بر قیمت مسکن تاثیر داشته بلکه منجر به افزایش قیمت تمام شده ی قبر شده است . از این رو شهرداری تهران برای ساخت قبر یارانه پرداخت می کند . البته راه های دیگری هم برای بهره مندی مردم از قبرهای مناسب وجود دارد : وام برای قبر آماده ، وام ساخت قبر ، سرمایه گذاری برای خرید قبر در طول زندگی ، واگذاری قبر استیجاری ۹۹ ساله و قبر اجاره به شرط تملیک . |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
هر روز شیشه ی کوچک اتاقم را پاک می کنم ، اما وقتی نیستم کودکی به دیدن اتاقم می آید و با دست های کوچکش به شیشه تکیه می دهد و به درون می نگرد . هر روز شیشه ی کوچک اتاقم را پاک می کند تا وقتی آمد ، بفهمد هنوز هستم و نفس می کشم . هر روز شیشه ی کوچک اتاقم را پاک می کنم تا او بهتر داخل اتاق را ببیند . |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
دیگران را برای وجودشان بخواه نه تحسین دیگران .
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
می توانی راستگو نباشی ، اما می توانی دروغگو هم نباشی . وقتی کسی را وادار می کنی که به خاطر تو دروغ بگوید ، روزی فرا می رسد که به تمام وجودت و گفته هایت شک می کند . |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
به تازگی وقتی به سیاست می اندیشم و به رسم خوی ایرانی ، رییس و وزیر و وکیل را به باد انتقاد می گیرم ، دچار عذاب وجدان می شوم . کمی به زندگی خود و اطرافیان می نگرم ، افسوس می خورم که خود مستحق هر انتقادی هستیم اما حاکمان را ناسزا می گوییم . کوچکترین نقش مثبتی در چرخه ی اقتصادی کشور نداریم و بار تمام کم کاریهایمان را بر دوش دولت می اندازیم ، انتظار داریم که در رفاه کامل زندگی کنیم . در بحث هایمان اجازه ی اظهار نظر به هیچ کس نمی دهیم ، توقع داریم مطبوعات آزاد داشته باشیم . حقوق همسایه هایمان را رعایت نمی کنیم ، می خواهیم با دنیا رابطه ی مثبت ایجاد کنیم . دخترانمان را در مقابل چند صد سکه مهریه می فروشیم و از کرامت زن سخن می گوییم . یاهوکشان از وارستگی علی می گوییم و مال و اموالمان را به رخ بیچارگان می کشیم . فرزندانمان را وسیله ی عقده گشایی خود قرار می دهیم و در ازدواج ها ، از حق انتخاب جوانان دم می زنیم . همسرمان را بر اساس درآمد و دارایی انتخاب می کنیم اما از عشق و علاقه داستان سرایی می کنیم . به هیچ همکاری اجازه ی تصمیم گیری و اظهار نظر نمی دهیم اما از عقل و خرد جمعی می گوییم . بدون دلیل به دیگران تهمت دزدی و خیانت می زنیم ولی خود را دوستی وفادار نشان می دهیم . هر که را مظلوم دیدیم بر سرش می کوبیم و به کتیبه ی حقوق بشر کورش افتخار می کنیم . هر نوع ارتباط نادرستی برقرار می کنیم و از همسرمان توقع پاکی و صداقت داریم . پشت سر می زنیم و پیش روی می خندیم . برای معامله با خدایمان به دیگران کمک می کنیم و انتظار داریم که اگر قرانی می دهیم میلیونی پاداش بگیریم . همه چیز را قابل معامله می بینیم ، صفا ، صمیمیت ، عشق ، احساس ، پاکی ، همه و همه را به حراج می گذاریم تا خریدار خوبی پیدا شود و انسانیت ها را با خانه ای ، ویلایی ، ماشین مدل بالایی یا سفری خارجی تاخت بزند . اگر هم کسی مانند ما نباشد طردش می کنیم یا به باتلاق بدبینی ها می کشانیمش ... کمی به خود نگاه کنیم . آیا آنچه را که از حاکمان انتظار داریم ، خود انجام می دهیم ؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
بسته روی بسته ! بعد از اینکه بانک مرکزی بسته پیشنهادیش را به رییس جمهور تحویل داد و مورد مخالفت وزارت کار قرار گرفت ، وزارت صنایع و انبوه سازان هم بسته پیشنهاد یشان را ارائه کردند و بسته پیشنهادی ایران هم به 1+5 داده شد . خدا کند این بسته ها سربسته نماند و راهگشا باشد ! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت توسط مهرداد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
هفته نامه ی " شهروند امروز " مطلب مفصلی از ازدواج نزدیکان مقام های جمهوری اسلامی منتشر کرده است . دقت کنید ... سید محمد خاتمی با بیشتر مقام های نظام نسبت خانوادگی دارد ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
اگر قرار باشد خدا آرزوهای همه ی انسان ها را برآورده کند ، می دانید چه اتفاقی می افتد ؟ میلیون ها فرشته ، مقام و پول را به مردم اعطا می نمایند و تعداد اندکی ، صفا و صمیمیت را میان پاکدلان تقسیم می کنند . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
وقتی ملاک دوستی ها ، عشق ها و روابط خانوادگی بر اساس مناسبات مالی باشد ، فاتحه ی انسانیت را باید خواند . |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
خاتمی هم مانند بسیاری از سیاستمداران نامدار و محبوب دنیا از عالم سیاست اعلام بازنشستگی کرد . بازنشستگی خاتمی ، همچون منش و رفتارش در تاریخ ایران ثبت می شود . آمدنش زیبا بود و رفتنش زیباتر ... اما ... اما اینجا ایران است ، محتاج قهرمانان ، به دنبال محبوبیت ها ، نیازمند چهره های موجه ، تشنه ی آرامش ... ایران نیازمند خاتمی هاست . باید سیاستمداران ، دانشگاهیان و هنرمندان دست به دست هم دهند و او را از تصمیمش منصرف کنند . |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
یارو آمده و کنار اتوبان میل زورخانه می فروشه ، پلیس راهنمایی و رانندگی من را به جرم نبستن کمربند ایمنی در ترافیک جریمه می کنه !
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
انتقادات دانش جعفری وزیر برکنار شده ی اقتصاد از نحوه ی تصمیم گیری دولت و پاسخ حداد عادل به احمدی نژاد بسیار خواندنی ست . در گذشته ، نه وزرای مستعفی خاتمی این گونه رییس جمهور را به باد انتقاد گرفتند و نه بین خاتمی و ناطق نوری رقیب و غیر همفکر نامه هایی با این تعابیر رد و بدل شد . اختلاف فکری افراد مختلف قابل انکار نیست اما در نحوه ی ابراز اختلافات ، تغییراتی به وجود آمده که ادامه ی این روند آینده ی خوشی ندارد . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
فعلا برادران اصولگرا با یکدیگر مهرورزی می کنند . در حالیکه احمدی نژاد در نامه ای تند ، حداد عادل را به تخلف از قانون اساسی متهم می کند ، ماجرای قاچاق سیگار هم به جاهای باریکی رسیده است . اختلاف درون کابینه در مورد بسته ی پیشنهادی بانک مرکزی شروع شده و وزرای اقتصاد و کشور هم برکنار شده اند ...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
به مبارکی و میمنت مذاکرات صلح سوریه و اسراییل آغاز شد .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
یادش به خیر ، مدیری داشتم که معتقد بود همه کاسبکار شده اند . نمونه هایی از کاسبکاری اطرافیان و همکاران را مثال می زد ، آخر هم با خنده ی زیرکانه ای به ریش همه می خندید . می گفت که بگذار هر کس هر کاری دوست دارد انجام دهد ... روح بزرگی داشت ، خودش را برای دیگران وقف کرده بود و آخر ، جانش را فدای روح بزرگش کرد . این روزها خیلی به یادشم . وقتی کاسبکاری های دیگران را می بینم ، خنده ام می گیرد و چهره ی خندانش پیش چشمم ظاهر می شود . راست می گفت ، همه کاسبکار شده اند ... اما من فکر نمی کنم که کاسبکاری درست باشند ، بسیاری کاسبکارانی رند و شیاد شده اند که جز به منافع خودشان به هیچ چیزی فکر نمی کنند . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
بوی تعفن چرتکه انداختن در روابط دوستانه حال آدم را به هم می زند .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت توسط مهرداد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| آرشیو موضوعی |
|
سیاسی اقتصادی اجتماعی |
| پیوندها |
|
زهرا علی اکبری |
|
RSS
|